این روزها که میگذرد شادم

الان اومده بودم مثل یه روح دقیقا یه روح خسته ها کارای مقاله های مختلفی رو که برای پایان نامه ام پیدا کرده بودم رو بکنم که گفتم بیام به وبی جان یه سر بزنیم مایِِه خجالت که داشتم کامنت های اسفند 92 رو تایید میکردم یعنی من بگم  از اون موقع تا حالا وقت سر خاروندن نداشتم که 100% دروغ گفتم چون همیشه و در هر حالتی من وقت برای وبی داشتم منتها تنبلی کردم که نظراتون رو تایید کنم شیطان

الان دقیقا تا 15 اسفند که موقع فارع التحصیلی ماست 1ماه و نیم مونده و من هنوز پایان نامه ام رو شروع به نوشتن هم نکردم  هیچی از کارای عقی مونده ام رو هم نکرده ام دستیاری امسال رو هم نمیدم و نخوندمم که بدم  و میخوام برم طرح !!!!!

الان هرچی دوست دارین راجع به سالک ازم بپرسین بلدم جواب بدم چون دیگه دارم فوق تخصص سالک میگیرم از بس رفتم نمونه جمع کردم

حوب شما خا چطورین دوستان ؟

من از اسفند تا حالا اینجا نیومدم کدوماتون هنوز موندین در نت ؟

صنم جان ؟ مادر کجایی ؟

دکتر امبی جان؟ البته شما رو که هی ما میبینیم خخخخخخنیشخند

مهدیس ؟ بقیه ها ؟؟؟؟

 من اومدم ها جوجو تون برگشته

/ 15 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستایش

من الان حق دارم جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ بزنم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[خنثی][ابرو] اصلا منو یادت بووووووووووووووووووووووووووووووووووود؟؟؟؟؟؟؟؟؟[نگران][ابرو]

ستایش

حالا دوباره نری اسفند سال دیگه پیدات شه[نیشخند]

دریا

سلام من میومدم ولی تعطیل بود منو یادته جوجو من از همه بیشتر خوشحالم چون به اون موقعی که قراره شما بشی دکتر من نزدیک شدیم

ســتایش

واااااااااااااااااااااااااای سلاااااااااااااااااااااااااااام[بغل] منتظر بودم 365 روز دیگه بیام ببینم نظرم تائید شده!![زبان] سر پوچو زدگی!!![نیشخند] وبت با جناب دکتز آمبی بحث بود[نیشخند]

ســتایش

نه خیالت راحت من پیشت می مونم[زبان]

ســتایش

تو هم هر وقت سرت خلوت تر شد بیا تعریف کن ببینم این همه مدت کجا بودی[لبخند]

آزاده

یعنی الان که من مینویسم 4 روز مونده تا دفاعتون موفق باشید ....[لبخند]

dr

تبریک ویژه بابت فارغ التحصیلی و دفاع ایشالا 15 روگرفته باشی تو دفاع[نیشخند]

dr

تبریک ویژه بابت فارغ التحصیلی و دفاع ایشالا 15 روگرفته باشی تو دفاع[نیشخند]