جبران مافات (!)

این ماه ها و روزها که میگذره انقدر سرم شلوغه انقدر گیچ و ویجم که حتی فرصت نمشه بیام اینجا پیاماتون رو جواب بدم چه برسه پست جدید بذارم  دیروز  که رفته بودم بخش پزشکی هسته ای مریض ببرم یه هو دکتر امبی والانس رو دیدم یاد وبلاگم افتادم که غریب و بی  کس الان 2-3 ماه که ول شده گفتم بیام یه گرد گیری بکنم  و سلامی ...

این روزها انقدر سر جوجو دکتر شلوغه که حتی فرصت نکرده از خاطرات نمکی بخش جراحی بگه از شب های کشیک از شب های پست کشیک از سوتی هامون  حتی فرصت نکرده روز دانشجو رو به همگی تبریک بگه

حتی نیومده تولد برای  6 سالگی وبلاگش بگیره

حتی از شب های CPR تو قلب نگفته از امبو زدن تو راه و نیم راه از اعزام های شبانه از  مریض ها و رزیدنت ها

اومدم که جبران گفنم

واییییییییی حتی نیومدم یلدا رو بهتون تبریک بگم

جبران میکنم قول میدم

به بزرگواری خودتون ببخشید این جوجوی خسته ی در به در رو ناراحت

/ 10 نظر / 15 بازدید
ستایش

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام[ماچ][قلب][بغل] خوبی جوجو جونم؟؟؟؟؟؟؟[بغل] کجا بودی دلمون واست تنگ شده بود[قلب] من آگهی گمشده مورد نظر رو تو وب دکتر هسته خودمون هم منتشر کرده بودم[نیشخند] دیدم اینجا که نمیای [کلافه] اما اونجا میری[منتظر] بازم خدا رو شکر چشمت به جمال این دکتر امبی روشن شد و یاد اینجا افتادی[زبان][نیشخند][چشمک] الان باید یه تشکر ویژه از دکتر هسته کرد[قهقهه][خنده]

ستایش

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام[ماچ][قلب][بغل] خوبی جوجو جونم؟؟؟؟؟؟؟[بغل] کجا بودی دلمون واست تنگ شده بود[قلب] من آگهی گمشده مورد نظر رو تو وب دکتر هسته خودمون هم منتشر کرده بودم[نیشخند] دیدم اینجا که نمیای [کلافه] اما اونجا میری[منتظر] بازم خدا رو شکر چشمت به جمال این دکتر امبی روشن شد و یاد اینجا افتادی[زبان][نیشخند][چشمک] الان باید یه تشکر ویژه از دکتر هسته کرد[قهقهه][خنده]

ستایش

ایشاالله درست که تموم شد همه این خستگی ها هم رفع میشه[ماچ]

ستایش

من تازه میخواستم بیام تولدت رو هم بهت تبریک بگم[نیشخند]

ستایش

اسمش را می گذاریم؛ دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته؛ علایق خود را که نمیتواند مخفی کند. وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد ! وقت میگذارد برایم … وقت میگذارم برایش؛ نگرانش میشوم.. دلتنگش میشوم.. وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود، مطمئن میشوم که حقیقی ست .. . . . هرچند کنار هم نباشیم ، هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم . هر کجا که باشد… [ماچ]

صنم

سلام خسته نباشی خانوم دکتر[قلب] من پیشاپیش تولدت رو تبریک گفتم چون فکر نمیکردم به این زودیا بنویسی[شیطان][نیشخند]

به حرفم گوش کن خواهشا

عزیزم این چه حرفیه انشالله سلامت باشی

عسل

اخی کاش زود این سه سال و نیم میگذشت منم اینترن میشدم فردا اخرین امتحان فیزیوپاتیمه[لبخند]اینقدر بریدم که الان در حال وبگردی ام!

من استاژر شدم هوراااااا

تکتم (دکتر آشپز)

عزیزمی دکتر جون دیر شناختمت والا رزیدنت سال دو جراحی تون آشنا بود سفارشت رو می کردم[نیشخند][چشمک]