داداش جان تعریف میکنن که :تو مغازه  دکوری جات و اینا بودیم بعد یک خانمه ای اومده از صاحب مغازه پرسیده "" آقا ببخشید این خر ها رو چه جوری خشک کردین ؟؟؟"""قهقهه

بعد داداش جان میگن ما داشتیم منفجر میشدیم از خنده اخ مگه خر با اندازه ی 30 سانتی متر هم جایی داریم که بگیریم طبیعی خشک کنیم حالا هر چند واقعی به نظر برسه اخه عقل هم خوب چیزیه والا  گیرم که یکی  - دو تا - ده تا  این همه خر رو که تو اون مغازه ریخته بوده رو تو کل ایران هم بگردن پیدا نمیکنن چه برسه که بگیرن خشک کنن

کلا هی یاد ماجرا میوفتم خندم ام میگیره

عیدتون هم مبارک

این سقوط یه فرشته هم هر چه مزخرف تر تموم شد حالم بد جوری به هم خورد خیلی سطحی بود

تو یه فیلم همه عروسی میکنن تو این یکی همه از دم مردن

 داریم به اول مهر نزدیک میشیمگریه من هم چنان بعد  گذشت اندی سال استرس میگیرم از اول مهر

از خنده بازار هم خوشمان اومده به شدت مخصوصا :: مدیر مدیره ...  بوبوق بوووووووووووووق

خب فعلا

اومده بودم فقط عید رو تبریک بگم گفتم ماجرای خره رو هم بنویسم

اهنگ جدید وبلاگی رو هم گوش بدین جالبه