سلام .........

 منچند وقت بود فرصت وبلاگ نوشتن نداشتم چون خیر سرم  امتحان دارم و جاتون خالی آی امتحان  دارم ها ............ یه بار خیال نکنین جوجو دکتر سرش به جایی بنده پشت سرم صفحه بذارین نخییییییییرم قهقههنیشخندزبان

الان چند روزه صبح ها زود پا میشم که درس بخونم چون تمام امتحان هام رو هم افتاده قضیه آموزش دانشکده مون رو که خوندین که .. حالا موندم چه خاکی بر سر بریزم ؟

 هیچی دیگه ژنتیک و بهداشت تو یه روز افتاده نا فرررررررررررگریهم

حالا  اینا به جهنم یک کدوم از جزوه هامون کامل نیست تمام دختر ها با هم جمع شدیم یه جزوه بهداشت کامل کنیم که آخر سرش هم کلی منت کشی از آقایون که یکی به ما جزوه بده!!!!!!!! فکر کن تورو خدا آدم چقدر باید خوار و ذلیل بشه!!!!!!!

کلی  خواهش که یالا برام نمونه سوال  ای- میل کنین وای چرا بد خطه چرا کجه اینجاش چرا جزوت توش شعرای عشقولانه داره ابلهو............

* حالا این رو ول کنین من الان چند وقته از شروع فرجه ها دچار استرس وبی خوابی شدم نصفه شب با خودم حرف میزنم!!افسردگی هم دارم البته خودم احساس می کنم دیگه حوصله خودم رو هم ندارم از همین جا از کسانی که تجربه مشتر کدارن می خوام که بگن چی کار کردن  که بهتر شدن نگران

**امروز ودیروز اینجا یه عالم برف اومده حیف که دیگه الان وقت ندارم برم برف بازی عصبانی تازشم اصلا کسی نیست که پایه شلوغ بازی باشه تو خونمون الان همه دچار خود گرفتاری ماژور می باشند فقط یه شنگول داشتن که اون هم دیگه داره  فنا می شه > یعنی من

*** چقدر حرف های نا امید کننده زدم حالم بد شد  حالا اینجا رو داشته باشین چند روز پیش با بچه ها یه کلاس رو دو دره کردیم ( البته تقصیر استاد بود دیر امد ) و چون به ما بر خورد تصمیم گرفتیم بریم با بچه ها فوتبال دستی !!!!آقا کارت دانشجویی که فقط به درد کرایه میز میخور هرو دادیم 4 نفر ه آ قا جاتون خالی عجب جیغ  زدیم این دوستم فکر کنم بعد رفت بیمارستان گلو شو بخیه بزنه حالا ما اونجا مثلا برا ی خودمون یه ابهتی داریم گاوچران نه بابا اصلا از این خبر ها نبود کل دانشگاه محترم را روی سر مبارکمان گذاشتیم ودر آخر صدای اشتادان محترم در امده بود که چه خبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (تقصیر اوناست که به دانشجو مجال بروز استعداد نمیدن خب عقده شده بود تو گلومون ما هم سر صدا میکردیم دیگههههههه!!!!!

****این متن هم براتون می ذارم :

شب بود خدا شمع روشن کرد شمع خدا ماه بود شمع خدا دور بود .

 شمع خدا پروانه می خواست لیلی پروانه اش شد

بال پروانه های کوچک زود میسوزد  زیرا شمع ها زیادی نزدیکند.

 بال لیلی هرگز نمیسوزد لیلی پروانه شمع خداست

***** فعلا ممکنه چند وقتی برای امتحان ها فرصت نکنم بنویسم ولی دلم براتون تنگ میشه      خیلی التماس دعا دارم

 

 اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد

                                     باقی همه بی حاصلی وبی ثمری بود