به غیر دل که عزیز است و دوست داشتنی است

                           جهان و هر چه در آن است وا گذاشتنی است

سلام به روی ماه همتون  نمیدونم چطوری بگم خیلی دوست داشتم این بچه سوسولم  حد اقل دوساله بشه چقدر باهاش خندیدم و گریه کردم چقدر روش با عوض شدن حال وروحیاتم آهنگ های مختلف گذاشتم رنگ های قالبش رو عوض کردم  فونت هاش رو تغییر دادم تقریبا به هر روز سرزدن بهش عادت کردم به شما ها به همتون که خواننده های به قول خودتون خاموش بودین یا روشن بودین

به رضا سینوسی با تمام دلسوزی های برادرانه اش  که مطمئنم با اخلاق وپشتکار خوبی که داره حتما به یه نقطه خیلی خیلی خوب میرسه ، الان داداشم استاژر شده، ما فکر کنم ازقبل علوم پایه (ترم سوم) اشنا شدیم.

به پزشک خیابان گرد دوست نازم که همیشه با نظرات خوبش واقعا به دادم رسیده دلسوزی هاش رو موقعی که علوم پایه میدادم فراموش نمیکنم .

به دکتر نفیس خوش اخلاق ومهربون که هر وقت دلم میگرفت حتما یه سر بهش میزدم

به پزشک 78 که از اولین دوستای وبلاگیم بود همیشه کلی با هم گپ و گفت فرهنگی داشتیم  هر چند که الان میدونم واسه تخصص داره میخونه و امیدوارم موفق باشه  هر جا که هست

به دکتر ایکس و دختر ماهش  که خیلی برای باباش عزیزه

به پرستار عزیزم میثاق جناب شاعر فرهیخته  که الان داره کار اموزی هاش رو میگذرونه و وقت سر خاروندن نداره مطمئنا

به پویان نازنین که الان ترم سه رو داره میگذرونه وخیلی هم زبر وزرنگه!

به الهام خانوم که دیگه مراحل تصعید رو پشت سر گذاشته و داره تبخیر میشه هم دانشکده ای خوبم که شب ها  به جای کتابخونه میرفتیم کافی شاپ ظهر ها به جای کتابخونه میرفیتم زیتون ساندویچ خوری و عصر ها هم باز به جای کتابخونه میرفتیم ابمیوه دانشجو کلا ما ها همه جا با هم بودیم  وهمه کار میکردیم جز همین درس وامونده توی کتابخونه ! دیگه گاهی نصفه شب هم میخواستیم بریم سینما هویزه! رومون نمیشدخجالت

به صنم خوبم که جزئ اولین خواننده های این وبلاگ بود که خیلی دوستش دارم وانشالله که اون هم من رو دوست داشته باشه

به دکتر اسمانی که خیلی دختر ماهی هست اون هم از بچه های دانشکده خودم بود و هست گرچه که نمیشناسمش !

به متین بانو که قراره دندونپزشک بشه وبا رشته اش ازدواج کرده خودش میگه من عاشقشم !

حکیمانه ها که دوتا کفتر عاشق بودن و هستن وبا هم ازدواج کردن ونهایتا دو تا وبلاگشون رو هم مثل روحشون با هم ادغام کردن و هر دو استاژرن

یک دانشجوی پزشکی که تقریبا با هم وبلاگ هامون رو زدیم و هر دو هم نوشته هامون بیشتر دغدغه هامون بودن تا مسائل پیش پا افتاده

و در نهایت به دکتر امبی والانس که از نظر من بهترین دوست و مشوق و معلم دنیاست با یه دنیا مهربونی و گذشت که خیلی تو همین مدت کم بهش زحمت دادم و هیچ وقت از کمک کردن دریغ نکرد .میدونم که در آینده اسمش رو زیاد خواهم شنید و اون روز به همه میگم که: هی این دکتر جان دوست جون من بوده و به دوستیش افتخار خواهم کرد

و به همه شما خواننده های نازنین دیگه، تو همه جای دنیا هر جاهستین یه نماد باشین از عشق ومهربونی

 یادمون نره عشق تنها بهانه اس واسه خندیدن و گریستن این بهانه رو از هم دریغ نکنین

دوستتون دارم وهمیشه به یادتون هستم

   شاید چند وقت بعد با یه روحیه بهتر این پست رو پاک کردم ودوباره شروع کردم به نوشتن به هر حال شب های زغال اخته ای رو حذف نمیکنم  یه تیکه از قبلم و روحم رو میذارم که بمونه همینجا 

فعلا  تا بعد  شاید دوباره بر گشتم شاید خیلی دور و شاید هم خیلی نزدیک جوجو دکتر رو از دعاهاتون حذف نکنین اگر گاهی از حرفام ناراحت شدین خیچ قصد وقرض و ایضا مرضی نبوده

بخش نظرات رو باز و اکتیو میذارم تمام پست هاتون رو هم جواب میدم اگر دوست داشتین میتونین به من ایمیل بزنین / ببخشین که رفیق نیمه راه شدم بامن حرف نزن

بعد نوشت:دلم واسه همه تون  تنگولیده میشه این اهنگ ، وصف حال این ایام منه !

لطفا اسپیکر هاتونو روشن کنین اگر دوست دارین