جای همگی تون این شب عزیز خالی توی مشهد  من  که نایب الزیاره همگی اون هایی که التماس دعا داده بودن وچه اونهایی که نداده بودن ، بودم واقعا ادم تو همچین موقع های احساس میکنه هیچ جایی نمیخواد باشه جز مشهد ، جز حرم.... 

انقدر خوب بود ما معمولا هر وقت که میخوایم بریم حرم با یه اداب خاصی میریم معمولا سعی میکنیم به قول مامانم همچی طیب و طاهر بریم زیارت ولی امشب مساله اش فرق میکرد اصلا یه هو ما انگار طلبیده شده باشیم یهویی با مامی لباس پوشیدیم  گفتیم پیاده بریم زیارت تا هرجا شد همونجا سلام میدیم و بر میگردیم جاتون خالی البته دیگه از یه جایی خیلی زن ومردی و اینا ،شلوغ پلوغ شده بود ملت به هر جور داشتن میرفتن حرم ؛که دیگه مامان ما دستور توقف دادنمژه نیشخندگفتن اینجوری ثواب که نداره هیچ گناهش زیادتره  ولییییییییییییییییییی جاتون خالی رفتیم کنار یه هتلی کنار حرم در واقع نزدیک ترین ساختمونیه که من تا به حال به حرم دیدم همونجا نشستیم جاتون خالی زیارت نامه خوندیم به نیابت از همگی تون هی شکلات میریختن ، شیرینی پخش میکردن ، هوای خوووووووووووووووووش ،باد ملایم ، صدای نقاره خونه ،جلوت گنبد وگلدسته،خدایی خیلی خوب بود دیگه ما یه یه ساعتی  بودیم بعد اومدیم .

چیه الان ؟خب ما 12  ماه سال از دست شما زائرها  وطرح ترافیک واینا که میکشیم بالاخره  الان تو این موقع  عید ،مجاورا یه حالی باید بکنن یا نه ؟؟؟؟

 * اقا این سقف انباری پایین خونه مامان بزرگم اینا یه گوشه اش ریخته بود خب خیلی قدیمیه ؛ بعد جاتون خالی یکی از همسایه ها مون همون موقع یه نفر رو فرستاده بود بیاد گچ کنه بعد این یارو هم دست خالی اومده بود هی  دستور میداد تا اینجا که دیدیم  اومده بنایی بعد ماله نیاورده بود آقا این دایی جان خان ما که معرف حضورتون هستن ایشون رو فرستادیم دنبال ماله از ابزار فروشی کنار خیابون.

10 دقیقه بعد نیامد

30 دقیقه بعد، جل الخالق نیامد !

1 ساعت بعد میبینیم نیامد

حالا ما رفتیم وسیله رو برای بنا گرفتیم اون فلک زده شروع کرده به کار، این دایی جان خان هنوز نیامده !!!!

بعد 2-3 ساعت میبینیم اومده عین کشف ارشمیدس که یاااااااااااااااااااااافتم یااااااااااافتم  ای حاجی بیا که بالاخره پیدا کردم !!!

جل الخالق مبینیم یه چیزیه شبیه سماور تهش شیر داره سرش هم یه شلنگ وصله   آقا خوشححححححححححححال که بالاخره  پیدا کردم ،اماله* رو  پیدا کردم نیشخند

مامانم میخواستن خفه اش کنن :اخه پسره ی بیب( دیگه از اینجاش سانسوره !!!) ای بیب ،بیب زاده ی بیب!!! اخه الان تو این وضعیت من رو میخوای تنقیه کنی یا اوستا بنا رو ؟؟؟ میخوای اصلا چند تا شلنگ بده هر کدوم تنقیه کنیم خجالت انقدر تنقیه ،تنقیه کردم که فکر کنم الان معنی اماله رو فهمیدین!

طفلک انقدر حرف زدن بهش دیگ بنا اون بالا نردبون داشت از خنده هلاک میشد  مامانم که داشتن از خجالت خفه میشدن.منم که اصلا نمیدونستم اولش جریان چیه( خب ندیده بودم )بعد تازه فهمیدم !!!! 

حالا داییم طفلی  گل ختمی هم خریده بود ن اللهی!  شما که ندیدینش وگرنه به قول خودش هی چپ وراست واسش غش و ضعف میکردین !جالبه قرن 21 کدوم کالای طبی تنقیه  فروخته به این دایی جان ودر رفته هنوز موندیم!!!!

**اون الت خنده هم توسط مامی جان ضبط شده (!) واسه همه تعریف میکنیم میخندیم .

من هم این وسط فهمیدم این دایی جان یه شستشوی کامل گوش احتیاج داره در اسرع وقت میبرمش !!!

جاتون خالی این کلاس های  مهارتهای عملی ما خیلی خوب بود  دیروز یه مدل 8 میلیونی رو ترکوندیم با دکتر ر.ط حال نمودیم از وزیزینگ وکراکل و رونکای ....

داریم هلاک وشیم.

من از بابا شاه خووووووووووووشم اومده چیکار کنم؟ من بابا شاه میخوام(( سوک سوک !!!)) ژوزفین رو فکر کنم بدن بهش شما چی میگین  قسمت 10 که خواستگاری بود اون تیکه غاز چرونیش بانمک بود ولی خب کلا آب بستن به سریال تا حدودی

 شب و روزتون عید باشه خوش وخرم باشین   التماس دعا