خدایا !  تو را شکر می کنم که  غم و درد های شخصی مرا ، که  کثیف و کشنده  بود از من گرفتی و غم ها و درد های خدایی دادی  که زیبا و متعال  بود .

خدایا !  تو تار و پود  وجود مرا با غم  و درد  سرشتی ، تو مرا به آتش عشق سوزاندی،در کوره  غم گداختی و در طوفان حوادث ساختی و پرداختی ، تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان و تنهایی سوزاندی .

خدایا !  در غم و درد شخصی میسوختم تو آن چنان در درد ها و غم های  زجر دیدگان و محرومان و دلشکستگان غرقم کردی  که درد ها و غم های  شخصی را فراموش کردم .تو مرا  با زجر و شکنجه  همه محرومین و مظلومین تاریخ آشنا کردی از این راه تو علی را به من شناساندی ، تو مرا با حسین آشنا کردی ، تو درد ها و غم های زینب را بر دلم گذاشتی تو مرا با تاریخ در آمیختی و من خود  را در تاریخ فراموش کردم ، با ازلیت و وابدیت یکی شدم و از این نعمت  بزرگ تو را شکر می کنم .

خدای من ! همه چیز به من ارزانی داشتی و بر همه اش شکر کردم جسمی سالم و زیبا دادی ، پایی قوی  بازوانی توانا و پنجه ای هنرمند بخشیدی ،فکری عمیق و ذهنی شدید دادی ، از تمام مو هبات علمی  به اعلا درجه برخوردارم کردی ، موفقیت های فراوان به من دادی ، از هم چیز و از همه زیباییها و از همه کمالات به حد نهایت دادی و بر همه اش شکر می گذارم.

 اما ای خدای بزرگ !  یک چیز بیش از همه چیز به من ارزانی داشتی  که می توانم شکرش کنم که درد و غم بود.

درد و غم ، از وجودم  اکسیری ساخت که جز حقیقت چیزی نجوید ، جز فداکاری راهی بر نگزیند ،و جز عشق چیزی از آن ترشح نکند .

                  بینش و نیایش (شهید دکتر مصطفی چمران )

                           تاریخ شهادت 29 خرداد /دهلاویه

 

واااااااااااااااااااااااااااای خدایا  این تعطیلات تابستانی داره کم کم شروع میشه ها . آخ انقدر کیف میده از خونه که میای بیرون این پسر بچه های شیطون رو میبینی  دارن دوچرخه سواری می کنن  یا اسکیت میکنن یا  یه ساک انداختن به پشتشون دارن میرن کلاس شنا و فوتبال. آخ انقدر کیف میده  این سه ماه تعطیلی . حالا ما که کلا دو ماه بیشتر تعطیلی نداریم ولی همون هم غنیمته .  من که از الان کلی برنامه دارم برا خودم ابن کلاس زبان که از  گهواره تا گور ما رو ول نمیکنه / بعدشم سینما و و پارک و ورزش هم  میخوایم بترکونیم – مانژ سوار کاری هم روی میز مذاکره  هستش البته ما جز بچه پول دارا نیستیم ها نه خیر فکر بد به سرتون نزنه خدای نکرده ما جز بچه کارمندان می باشیم / بعدشم این  دوره های نجوم اماتوری هم تازه اومده تو مشهد شاید بریم /  حالا اینها رو من گفتم نشون به این نشون که تا اخر تابستون بخور بخواب باشه فقط ،هیچ کار هم نکنیم ،هیچ جا هم نریم، کوفت هم  نخوریم  آآآآآآآآآآآآآآه آه . ظاهر و باطن (!) اینم از برنامه ریزی مدون ما/ من  با خودم خیلی رو راستم (!)عصبانی

امروز یه همایش بود تو بیمارستان قائم راجع به بیماری های کودکان و دبیرش هم دکتر عبدالعلی خوارزمی بودن  این دکتر نوستالژیک بچگی های منه، یه بابایی مهربونبغل از اون هایی که هر وقت مریض میشدم یا داشتم دیگه میمیردم  کلی هم ذوق میکردم که  دارن من رو میبرن پیشش اخه من انقدر دوستش داشتم و دارم و خواهم داشت که نمی دونین  که انقدر ناز بود موهاش سفید ، لبخند مهربون ، خوش اخلاق/ اولش از خودم اجازه میگرفت بعد امپول میداد بعد مثلا اگه من لب میچیدم یا شروع میکردم به زار زدن گریهبا مامانم هماهنگ میکرد  که  قرص بده ولی هر موقع نیمه شب هم بود باید بیدار بمونین و بهش دارو هاش رو بدین  مامانه هم خوشحال که دیگه بچه اش رو سوراخ نمیکنن قول میداد بعد من می خندیدمنیشخند/ ذوق میکردم  ، عشق میکردم با همین یه مورد  تخفیف دادن هاش/ خلاصه که این اقای دکتر برای خونواده ما خیلی عزیز هستن بابام هر وقت هر جا که میرفتن بهترین هدیه هارو براشون میبردن  یادمه یه بار  یه عروسک گنجشک قرمز  از دبی اورده بود اووووووووووووه 18 سال پیش که یه نخ داشت به دمبش که اگه میکشیدنش شروع میکرد اهنگ زدن / ما هم شر بودیم نمیذاشتیم این معاینه مون بکنه خلاصه بابام رفته بود گشته بود  این رو خریده بود براش برده بود واااااااای  اون هم یکی دیگه از علاقه های من به مطب رفتش بود که صدای  اون پرنده  رو بشنوم!!!!

تازه من انقدر دوست داشتم این دکتره رو که تا 10 -12  (!) سالگی میرفتم متخصص کودکان و نوزادان دیگه رو تخت جا نمیشدم پا هام میزد بیرون/ قدم از گردن زرافه هه بلند تر شده بود/  مگه ما این دکتره رو ول میکردیم !!!!

والا دیگه خودم هم یه خورده خجالت میکشیدم / خلاصه همه این روده درازی ها رو کردم که بگم امروز عزمم رو جزم کرده بودم که حتما برم و براش یه سبد گل ببرم / برم جلو یه دل سیر  اون موهای نقره ایش رو ببینم بگم من همون  بچه هه ای هستم که تو اسطوره اش بودی ، الگوش بودی ، به هوای تو اومده و داره پزشکی می خونه ، که انقدر براش عزیزی که با گذشت یه 10 -12 سالی که ندیده ات ولی دوستت  داره،و هنوز هم دوست داره مثل تو بشه ، دکتر مهربون من هر جا هستی طعم خوش خوشبختی و عشق زیر زبونت باشه .

                                                                                                  

دیشب  جاتون خالی سه تا فیلم دیدم  اولیش ((هم خانه)) بود مال سال 84 از مهرداد خوشبخت که خوش ساخت بود  خدایی بازیگر مردش به 100 تا گلزار می ارزید /

دومیش هم(( نقاب))  بود با بازی پیروزفر و حیایی و .. . که داستان غافلگیر کننده ای داشت، خوب بود این هم .

سومیش هم(( قتل در قطار سریع السیر شرق )) بود نوشته اگاتا کریستی ، که من اکثر کتاب هاش رو خوندم و  نویسنده مورد علاقه منه اون هم با کارگردانی سیدنی لومت و یه قطار بازیگر معروف که اون هم یه  جنایی ملایم بود  کلا شما زیاد تو کتاب های اگاتا کریستی هم صحنه های فجیعی رو نمیبینین بیشتر رو هنر نمایی هرکول پوارو و  سلول های خاکستری مغزش مانور داده میشه که  واقعا حیرت اوره   خلاصه دیدن این فیلم هم پیشنهاد میشه.

اخ یه  ماجرای دیگه هم که  من رو ناراحت کرده ، حذف  وبلاگ سینوس  رضا صرافی هستش واقعا ادم تو دنیای مجازی هم میتونه به یه دوست علاقه داشته باشه من این رو تجربه کردم و الان از نبودنش احساس غربت دارم وقتی میام تو نت./  واقعا نمیدونم چرا /.هر جا هست موفق و موید باشه ولی فضای اینترنت و وبلاگ نویسی بدون اون  یه جورایی سرد شده انگاری !!!!!! افسوس

این فوتبال ارژانتین - کره جنوبی هم خیلی خوب بود، نمیدونم چرا من هم دوست دارم از این ووووووووزلا هوراها داشته باشم  چیکار کنم خب بچه دیده دلش خواسته !!!!!

یه ماجرای دیگه هم برام اتفاق افتاده خیلی احساسی  حالا  تو آپ بعدی میگم خذمتون !

 امشب شب ارزو هاست یه نماز خیلی مجرب داره ها / هرکی امشب دلش گرفت  از دست نده اون لحظه رو،  یه دعا بکنه،  یه دعا که برای تمام مردم دنیا به درد بخوره  شاید اون  دعا این باشه که  :خدایا اونی که تو این هیری ویری  و چهاشنبه بازار دنیا - که مردم هاش عزت و غیرت و اصول و ابروشون رو میفروشن به بهای گرمای طاقت فرسای دوزخ – اونی رو  که خودت میدونی برامون نگهدار وبفرست.

خدایا ، خواهش میکنم ما رو هم تو لیست اون ادم هایی که امشب قراره براشون حسنه بنویسی  یادداشت کن

 خدایا،  حاجت این دل های شکسته رو ، باز هم دل شکسته بنویس.

  خدایا  این غم رو با شادیی  که قراره ،تو توش از یاد بری ، عوض نمیکنم

 خدایا من دنیا رو تا زمانی می خوام که تو رو حس کنم وگرنه میخوام بیام پیش خودت من تو رو میخوام  تو رو  خود خودت رو  والا! مگه ادم تو خونه ای که صاحب خونه نداره میمونه که من دومیش باشم / خلاصه دیگه خداجون ما آش کشکیم دیگه به پای خودت نوشته شدیم نذار این زمینی ها ما رو بخورن !!!!!  یا ما اون ها رو . مرسی جوجو دکتر

 یه واسطه نجات میخواهیم /اللهی  وربی  من لی غیرک

                                                              التماس دعا برای همه مردم خوب عالم  وبچه های بی پناه و دل گرفته شرق تا غرب دنیا از  افغانستان/ایران / لبنان/ غزه / چین/افریقا / امریکا و تا ...