آشنایان ره عشق گرم خون بخورند    نا کسم گر به شکایت سوی بیگانه روم

بالاخره این جشن علوم پایه ما با زحمت های خیلی خیلی زیاد بچه ها بر گزار شد و خیلی هم خوب از کار در اومد بود  استثناّ !!! مخصوصا قسمت نمایش که خیلی با نمک شده بود / بچه ها مخصوصا پسر ها خیلی تیپ خودمونی شده بودن ( خلاصه ما دوباره توی همین چند ماه تا قبل از تابستون دوباره ازدواج مزدواج داشتیم نیای بگین چیزی ها !!!! که اینا مقدمه یه اتفاق بزرگ قراره باشه /

توی همین جشن نشسته بودم که یکی از دوستام زنگید و دوباره من رو به یه کار خیر دعوت کرد  من الان چند وقته که با یه موسسه خیریه همکاری می کنم  خلاصه قرار گذاشته شد و برنامه ها بسته شد  قرار شده بود که چند تا کلاس اموزشی رو به من بدن /روز موعود / ساعت 20/8 سر کلاس اول /دختران در آستانه ازدواج کلا این کلاس همیشه برای من خیلی انرژی آوره /یه گروه بچه های شلوغ پلوغ  سواد ها معمولا نصفه نیمه تا  راهنمایی و چند تا یی هم هنوز محصل  معمولا هر کلاس 50 نفره و خیلی با نمک حالا میگم خذمت تون!

 ما که اول رفتیم تو، که اصلا به ما محل... هم نگذاشتن چون فکر نمی کردن که ما معلم اون ها هستیم خلاصه تا ما رفتیم پایه تخته یه خورده پچ پچ ها و خنده ها شروع شد .مثل همیشه  

من : سلام بچه ها صبح بخیر ! من جو جو  دکتر و دانشجوی پزشکی هستم !

بچه ها :تعجب

من :خب ما قراره یه دوره اموزشی با هم باشیم ، یه سری مطالب براتون آماده کردم ولی دوست دارم خودتون  همون مسایل مورد نیازتون رو بگین که من  براتون بیشتر  بازشون کنم

بچه ها :خنثی

من خب شما اصلا هیچ سوالی ندارین یعنی ؟جالبه ها !!! این لیستی رو که به من دادن نوشته دختران در آستانه ازدواج !( مخصوصا ازدواجش رو با تاکید گفتم !)

دیگه کلاس به خروش اومد !خانم دکتر الان پسر های 30 ساله  دنبال ازدواج با دختر های 13 ساله هستن و کی دیگه به ما نگاه نمیکنه متفکر( یعنی شما  الان من رو با آمار این ها ترشیده حساب کنین )و تو ده رسمه دختر های تحصیل کرده رو کسی نمیگیرهعصبانی چون می گن چشم و گوش هاشون باز شده دیگه به درد ما نمی خورن / الان باید جهاز دختر قبل ازدواج تکمیل باشه تا پسر بیاد خواستگاری و ما از کجا بیاریم و .... خلاصه اولش داشتم به حرف هاشون می خندیدم بعد یه هو تازه دلم لرزید /

خدایا چقدر ما بدبختیم /چقدر من بدبخت بودم تا حالا و نمیدونستم. شروع کردم به خوندن اطلاعات کنار هر اسم

زهرا .... پدر فوت شده / مادر کارگر خانه ها / چند تا بچه هم سن و سال و دختر / خونه شون از جنوب شهر یه کم پایین تر / در آمد شاید ماهی 100 تومن

خدیجه ..... پدر مریض/ مادر کارگر .و در امد خانه از راه کمک های کمیته امداد /ترک تحصیل و کمک به مادر

سمیه ///مادر سر پرست خانوار و.... همه مشخصات مثل هم دیگه /

خدایا  این ها توی همین شهر ما دارن زندگی می کنن یعنی ؟ توی همین مشهد / وای که چقدر پیش این بچه ها احساس بد بختی کردم  دردش اینجا بود که هیچ کدوم از روزگار طلبکار نبودن همه با وقارو متانت  همون یه دست لباسشون رو با چه آبرو داری تمیز نگه داشته بودن . چادر ها از تمیزی جوراب ها و لباس هاشون هم / ولی باور کنین همگی محتاج با آبرو  داشت گریه ام میگرفت تصمیم گرفتم قبل از درس یه کم راجع به همین دغدغه هاشون حرف بزنم /

من :بچه ها شما باید قدر خودتون رو بدونین واقعا سعی کنین از این کلاس ها استفاده کنین /شما ها که میگین دختر چشم و گوش بسته پس بذارین بهتون بگم این حرف یعنی چی ؟ یعنی دختری که انقدر احمق و نادونه که از حق و حقوق خودش خبر نداره / یعنی انقدر تو سری خور باشه و صداش در نیاد / هرچی به سلابه هم کشیدنش و ازش بیگاری گشیدن بگه حتما همه جا همینجوریه / دختر چشم گوش بسته یعنی ما / یعنی شمایی که از زندگی فقط بهتون یاد دادن که باید شوهر کنین و اصلا  اوج هدف بزرگ کردنتون برای همین بوده / برای همینه که مامان زهرا نمیذاره که دخترش که تمام موهاش رو که موخوره داره  ولی عوضش بلنده و تا کمرش می اد حتی چند سانت اون ها رو کوتاه کنه / برای همین نمی خوان برین مدرسه که نفهمین اعتیاد و ایدز و هپاتیت یعنی چی / برای همین که نفهمین حقوق زن توی یک زندگی مشترک بیگاری  برای مردش نیست / برای همین مهریه هاتون میشه کتک خوردن زیر دست و پای شوهراتون / برای همینه که هیچ وقت عقدتون محضری نمیشه و  توی یه تیکه کاغد سیگار نوشته میشه ...

 خلاصه بعد که ما دق دلی رو خالی کردیم شروع کردم به درس دادن

من : خب بچه ها حالا چی بگم؟

بچه ها : آزمایشات قبل ازدواج ./افتادن توی خطتعجب

          راه های پیشگیری از بارداری خنده!!!!

تنظیم عادت ماهیانه ساکت دیگه شرمنده ما خود سانسوری  تو کارمون نیست

  یکی از ته کلاس  استاد  دستگاه تناسلی خانم ها چه جوریه؟

 یکی از اون ور تر با صدای محفوظ یه حیا / استاد پس مال آقایون رو هم بگینخجالت ( این پروستات که میگن مال کیه !!!)

 زهرا : استاد راجع به موخوره هم صحبت کنین !!! ( الهی بگردم که این زهرا کشت منو ،دغدغه مو و پوست و آکنه داشت فقط !

خلاصه این نطق ما کار خودش رو کرد تا آخر کلاس همه نت بر می داشتن ( تیچری رو حال کردین ؟) تازه کلی تا آخر دوره با  هم دوست شدیم میومدن یه چیزای خصوصی شون رو هم برای من می ریختن رو دایره !

خلاصه کلاس های دیگه هم داشتم همسران و مادران که دیگه در این مجال نمی گنجد ( آخی  یاد پلاک 14؟ افتادم) کلا 170 تا دانشجو در محضر ما تلمذ کردن (!) حالش رو بردن

*آها ما این آخرین فاینال نوستالژیک زبان انگلیسی رو هم دادیم و خلاااااااااااااااااااااص من از 4 سالکی تا حالا داشتم زبان انگلیسی می خوندیم دیگه تموم شد/ فرداش رفتم  زبان المانی فشرده برای مدرک زد –دی ثبت نام کردم قراره توی دو ماه 4 روز در هفته برم کلاس

 

**وای که این خونه تکونی کمر ما رو خم کرد دیگه از بس از زیر کار در رفتم خودم الان حس خوبی ندارم(جون عمه ت)

*** وای این موسی کو تقی( چیه باز به ما مشهدی ها گیر دادین ) همون یا کریم !!! ما بالاخره این نی نی ش رو بدنیا اورد دیگه ما الان   می خوایم خرخره این پرپری ( اسمه اونه )

 رو بجویم مامانم خیلی تحویلش میگیره هی هر روز نردبون می ذارن میرن صبح ها پیشش هی بغلش می کنن هی بوسش می کنن هی دونه می پاشن براش هی می گن چقدر ماه  ِ این !!!  دیگه میخوام با گربهه تبانی کنم بیاد این رو بخوره تازشم هی به مامانم میگم نکن این کار رو کریپتو کوکوس نئو فرمنس میگیری(یه بیماری قارچی که  از فضله کبوتر منتقل میشه ) !!! میگه تو حسووودی  / اینم از وضع ما

**** وای من یه 6 -7 سال پیش یه هلو از توی ظرف مهمون کش رفتم اومدم توی حیاط خوردمش بعد  دونه اش رو همونجا انداختم / حالا رسوا خلق شدم / نامردی نکرده در اومده امسال دو تا شکوفه هم داده !!!( دیگه خدا نخواد یکی رو رسوا کنه !!!)

**** این سبزه های ما یه خورده داره جونه می زنه  بووووووووو کنین بوی بهار داره میاد جای کلاه قرمزی خیلی خالیه دیگه چند ساله نوروز برام خاطره ای نذاشته و رفته نمیدونم چرا دیگه از اون اسکناس های 50 تومنی لای قرآن کسی بهم نداده/ یاد جنگ های خنک عید بخیر/الان چند وقته ماهی های قرمز هم چینی شدن !!! دیگه بریم بمیریم

آخ دیگ دست هام درد گرفت / چشم هام هم  داره در میاد از کاسه خونه / پس تا درودی دیگر دو صد بدرود

 یا مقلب القلوب والابصار

  یا مدبر الیل و وانهار

    یا محول الحول  والاحوال

      حول حالنا الی احسن الحال

             ساعت 21:2 یاد من و خونواده های همه ایرانی های دنیا باشیم و دعاشون کنیم  برای گل نرگس دعا کنیم که زود تر بیاد  ( اگر حجاب ظهورت ، حضور پست من است/ دعا بکن که نباشم / خدا کند که بیایی)