تو با چراغ دل خویش آمدی بر بام           ستاره ها  به سلام تو آمدند : سلام !

 سلام بعد از چند قرن بنده دوباره وارد گود شدم  تا یه حالی به عزیزان در اقصی نقاط دنیا !!! داده باشم پس بزن اون زنگ رو !!!

هیچی تو این چند وقته کلی اتفاقات خوب خوب  خوب افتاد اولش که جشن روز دانشجو بود که خیلی جالب بود  مثلا فکر کنین در حد ژانگولر بازی پسر ها و خوانندگی این عزیزان جان (!)  در صحن علنی ( البته بماند که فیلم رقص این اجناس ذکور دانشگاه ما در فیس بوک موجوده و  آخرین خبر ها از مردن چند تن از دختران بی جنبه  و غش و ضعف عده کثیری از اونها رو داره !!!!)

خب خبر بعدی هم طبق معمول ازدواج تعجبیکی از همکلاسی هامون هست امسال نمیدونم چرااین جوری شده والا ما بی تقصیریم !!!! هی همه دارن مزدوج میشن / این عزیز جان هم طی یک سری عملیات فوق محرمانه نامزد کرده بودند که گویا احد الناسی از بچه ها متوجه نشده بیدن حتی گویا نامزدشون هم چند بار اومده بوده دانشگاه که گویا جاسوس های ما  خواب بودند و ..... خلاصه کار از کار گذشته دیگه !!!! ایشالله  نفر بعدی شما هستین  من ریش گرو می ذارم .خجالت

 خب حالا فکر کنین این دخمل خانم تو یه روز هم خبر ازدواجش رو داده به ما هم شیرینی اورده ،این پسر های بی جنبه ما هم که دیگه شهره آفاقن از همه لحاظ ..... حالا فکر کنین دیگه چه جیغ و دادی بود یه دست و سوتی می زدن اینها دیدنیقهقهه فقط یکساعت داشتن جرغ جرغ ( نام آوا ی جدید دست زدن !) دست می زدن هی شیرینی می خوردن دیگه حالا اون وسط یکی می گفت: استاد بیاین وسط >.>>>>>  والا ما بی تقصیریم!!!! حالا اگه مثلا یکی از اونها داماد بشه که دیگه ما منفجر میکنیم کلاس رو ولی حیف که تا حالا سوژه خنده ما پیدا نشده /

 داشتم می رفتم سر کلاس حالا فکر کنین سر صبح کله سحر ما رو از خواب بیدار کردن این مامان خانم دیگه هم نذاشتن ما بخوابیم ،بعد هم تند تند حاضر شدم برم دانشگاه /صحنه بعدی در کلاس انگل / استاد درس رو شروع کرده بنده هم مثل همیشه دیر رسیدم دارم اروم در رو می بندم که خیر سرم بیام داخل کلاس یه هو همهمه شده میبین پسر ها دارن با هم ریز ریز ، پچ پچ می کنن !!!!  بعد یکی بلند میگه نه بابا دقت کنین !تو اون یکی دستشه !!!! جل الخالق نیشخندچی تو اون یکی دستمه ؟؟؟؟ میبینم  از دیشب یه حلقه دستم بوده منتها دست راستم بود که در نیاورده بودم  اینها دارن واکنش نشون می دن !!خنده من نمیدونم این پسرها چطور در عرض چند ثانیه آنالیز کردن این واقعه مهم رو بعد میگن ای کیوی پسرها در حد مرغه !!!( من که تکذیب می کنم البته این شامل حال پسرهای وبلاگ خوان گل ما نمیشود شما از اول خوب بودین ) حالا خوب بود یکی بلند بلند نگفت که دیگه من از خجالت آب میشدم !!! مامانم که از خنده غش کرد

 آها الان هم یه توضیح بدم این چند وقت که نبودیم مشغول امتحان های حذفی بودیم که دیگه من کمرم خم شده زیر بار فشار !!!!! امروز هم عملی پاتولوژی داشتیم دیگه هیچی نپرسین که نمی گم چه گندی زدم !!!!

راستی  از امروز توی مشهد پرچم های سیاه رو زدن و پارچه های سبز ( همه ولایی هستند مگر خلافش ثابت بشه )و سیاه  "یا حسین و یا ابوالفضل" دوباره بر پا شده  تکیه ها هم دارن جارو پارو هاشون رو می کنن و دیگ و سه پایه هارو می دن برای شستن  ( وای شله مشهدی که تا حالا خوردین ؟؟؟؟!!! ) دیگه بوی محرم داره میاد برای این ماه فکر کردم  که یه وبلاگ جدید بزنم و مطالب جالبی که از کتاب ها خوندم رو توش بنویسم  حالا نمیدونم چی پیش میاد ولی خیلی کا ر رو سر کچلم ریخته

 هر جا که رفتین /هر جا که هستین  منو خانواده و هم ولایتی ها رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارین

 راستی یک نکته خیلی مهم و سوپر حاد مهم و محرمانه هم می خواستم بهتون بگم قول بدین به کسی نگین >>>>>>>>>>>>>>>>>هورا وبلاگم امروز یک ساله شد             تولدش مبارک باشه هورابه پای هم عاقبت بخیر بشیم!!!

 فعلا خداحافظ

 

دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش /دل از جفا خون کرد و من از دیده بیرون کردمش