سلام به روی ما هٍ زیبا وبلاگ خان های محترم. آقا این چند وقت که من نبودم هیچ خبر خاصی اتفاق نیفتاده که براتون تعریف کنم فقط آپ کردم که بگم من  خدارو شکر در قید حیات هستم :

چند روایت معتبر از عشق !!!!

 روایت اول ) دوستم ازدواج کرد و بعد از یه مدت که خبری ازش نبود اومد دانشگاه و ما رو در جریان این خبر فوق مهم قرار داد با موهای رنگ کرده و ابرو های سیخکی ! و رژ لب آن چنانی و مانتو تنگ وکوتاه و نازک   یه جوری اصلا خودش نبود  یه شبه کلی برای خودش خانمی شده بود ؟؟؟؟؟؟  بچه ها  از شوهرش پرسیدن اینکه چه کاره س و جند سال بزرگتره و.. خلاصه آمارش رو در اوردن هر چی عکس تو موبایلش بود دیدیم، عکس های به قول مامانم ا ز ما بهترون !!! کلی خوشحال شدیم (واقعا عرض کردم) ولی یه علامت تعجب بزرگ تو ذهن من به وجود اومد!!!!

روایت دوم ) داشتم می رفتم با دوستم به طرف دانشگاه  که یکی از بچه های سال پایینی رو دیدیم که کنار یه آقایی وایساده بود و تا ما رو دید  اومد جلو و اون رو  معرفی کرد  که بله ایشون شوهرم هستن و.... ما هم تبریک گفتیم و تموم شد ! ولی توی کلاس که رسیدیم از بچه ها شنیدم که این آقا تازه هفته پیش رفته خواستگاری  هنوز هیچ خبری از ازدواج نیست و >>> برداشته پسره رو  که اتفاقا از انترن های خودمون بود رو کشونده اورده که مثلا بگه این دیگه از امروز مال منه و ... خلاصه حواستون باشه که این گل پسر صاحاب داره !!!

روایت سوم ) یکی از دختر های کلاس به مناسبت ازدواجش  داشت شیرینی میداد  استادمون هم کلی ذوق مرگ شده بود و کلی نیش تا بنا گوش باز که آفرین به تو دخمل !!! و بعد رو کرد به  پسرا و گفت به اینا کاری نداشته باشین  اینا هنوز خیلی بچه هستن و برین  ازدواج کنین و ....

 خلاصه ما نفهمیدیم که هدف از دانشگاه اومدن ما  از اول چی بود؟ /

 _ عشق عشق ، عشق کی قدر  تو رو می دونه ؟؟؟

_  توانا بود هر که دانا بود !

_ ز گهواره تا گور، شوهر بجوی ! (یا برای اقایون همسر به تور !)

_محفلی برای رو کم کنی سایر عزیزان دختر  و سوزاندن دماغ بعضی اقایون که یعنی  دیدی گاگول بازی در اوردی از دستت پریدم !!!

_حلقه های ان چنانی و  پز عالی  با جیب شوهر جان خان !

و.....

 یا نه !

تکلیف چیه؟

 از یه طرف می بینی  این همه بچه ای که ازدواج کردن تنها دغدغه مهمشون اینه که دیگه پدرشون نمیتونه بهشون گیر بده و اونها با خیال راحت  مو مش کنن یا ابرو بر دارن  برای یه نفر ناز کنن و بتازونن و... ویا یه نفر که مثل مامانشون غذا درست کنه و کار خونه بکنه و بشور و بساب راه بندازه  یا نه ازدواج چیز مهم تری فراتر از این هاست چرا  امار طلاق به طور تصاعدی داره بالا می ره ؟چرا هر روز یه نفر ازدواج میکنه ولی 2 نفر طلاق میگیرن ؟ چرا تو مدرسه ها   به جای خیلی علوم زاید و تکراری به ما اموزش ندادن که چه طور برای زندگی مون برنامه ریزی کنیم ؟ چرا انقدر کنکور برامون مهم بود ولی زندگی مشترک  انقدر مهم نیست ؟  چرا من به عنوا ن یه دانشجو که نماد بالندگی و تعالی جامعه ( حد اقل از نظر عامه مردمه ) هنوز  نمیدونم که بابا ازدواج به حلقه نیست به جشن و سکه نیست به لباس عروسی و شام مفصل نیست . ازدواج چک و چونه زدن سر مهریه و شیر بها نیست . ازدواج قمار نیست که  یه شبه سرمایه یه خونواده رو( یعنی  توی جوونی که این مطلب رو داری می خونی !!!)  به تاراج بدیم !

ازدواج برنامه ریزی می خواد . آموزش می خواد مهارت لازم داره به خدا انقدر ها هم که فکر میکنین ساده نیست  تو قراره که با یه نفر  آغاز کنی / پرواز کنی / قراره که با هم به پایان برسونین ؟ با هم .... می فهمی ؟ با هم.

 ازدواج قرار نیست به تو خونه وماشین بده و جهاز، ازدواج قرار نیست که تو رو به اصطلاح مستقل کنه و ...

  این تو و همسر ت هستین که میتونین بدون هیچ کدوم از این ها /زندگی کنین و از بودن و نفس کشیدن کنار هم لذت ببرین / ازدواج میتونه یه فرصت باشه برای کسی که میخواد بزنه به راه و مرداب نباشه یه فرصت یرای تو به خاطر اینکه از مصاحبت با  یه عزیز شاد باشی به هم کمک کنین  و با هم فکر کنین و برین و برسین،   حتی اگر جسما کنار هم نباشین  ولی خیالتون راحته که یه نفر تو ی این دنیا هست که تو براش از همه مهم تری

 اگر این جوری فکر کردین و ازدواج کردین

 بهتون  می گم پیوندتون مبارک و ارزوی میکنم دست ها تون تا دم در بهشت تو دست همدیگه بمونه

                             ...   و شیرینی ما هم فراموش نشه

راستی من خیلی عمیقا جو گیر علوم پایه شدم اگر من رو دیر به دیر دیدین شرمنده ام

  عنقریب است که از ما اثری باقی نیست

                                     شیشه بشکسته و می ریخته و ساقی نیست