سلام

همین اول کاری بذارین براتون یه مطلبی رو عنوان کنم از کلاس خودمون که هنوز هر وقت یادم می افته نا خوداگاه یه خنده ای می کنم مامانم اینا فکر می کنم دارم  خل میشم .

ماجرا مال ترم 2  و صحنه/ داخلی !!ازمایشگاه ادرار برای درس بیوشیمی

بازیگران که خوب فقط 28 نفر از ارذل خانم ها اقایون دانشجو می باشیم !!!!!!!!!!!!!!!!

آقا  تصور کنین بچه های پزشکی دوره مارو که در کل دانشگاه به شلوغی و دو دره کردن معروف می باشیم رو بکنن داخل آزمایشگاه .  ادرار بدن دستشون !!!! که یالا اوره وقند واسیدو بازو.......... اندازه بگیرین آقا    ما رو میگی اول شروع کردیم  : بابا استاد بی خیال شین. اه اوه بو میده ما حالمون بد می شه نمی تونیم و. کلی صغرا کبرا چیندن کله استاد عزیز را به طور کامل خوردیم. دیدیم نهههههههههه خیر این استاد از اوناش نیست و به هیچ وجه کوتاه نمی آد .

 اقا وار د فاز دوم شدیم ///////

استاد ادرار کمه!!!وبه همه نمی رسه ما برا ادرار هم کمبود داریم !!!!! این چه وضعیه که دیدیم استاد خان چند تا لیوان آو رد ه یالا بگیرین برین ..... خود تون  خود کفایی کنینناراحتنیشخندنیشخند آقا پسرا نیش تا بنا گوش باز هر هر هر  خنده ودختر ها قرررررررررررررمز شده بودن مثل چی : استاد نمیشه ما خجالت میکشیم !!!!!!!!

حالا تو اون گیر رو دار یکی از پسرا اومده جلو با یه قیافه ای.....        که بچه ها  لیوان بدین من خودم تامین تون !!!!!      میکنم  حالا فکر کن تو رو خدا !!هیچی دیگه ما خوشحال وخندان ازاین آقای عزیز گوگولی ..حالا اومده بود تو استاد از خنده غش کرده بود

این جا رو داشته باشین که 1000 تومن !!!!!     برامون آب خورد عصبانیکلافهنیشخند                ای کوفتت بشه من که سر پل یقتو میگیرم این بچه تهرونی ها چرا اینقدر زرنگن هااااااااااااااااا؟حالا جالبه شب برا مامانم تعریف میکنم میگه مادر  طفلک عصاره جونش رو داده!!!!!!!!!! فکر کن اینم از مامان خانم ما طرف غریبه ها رو میگیره

وای چقدر زود گذشت اون خنده ها و جیغ جیغ ها و....که همیشه خدا تو ذهن همگی بچه ها میمونه تازه تا مدت ها تو دانشگاه میگفتن ح. نظیفی بازار سیاه راه انداخته !!!!

چقدر دلم برای اون بچه ها تنگیده ناراحتراستی امروز رفتم کلاس مکالمه زبان   ثبت نام کنم الان کلی ذوق مرگ شدم به خدا  . خب دیکه فعلا خداحافظ مارو از دعای خیرتون بی نصیب نذارین.