صدای نعره اش را می شنوی ؟هر سال همین موقع ها که می شود عربده اش بلند میشود !آن روز که پینه های پیشانیت جلوی نور چشمانت را گرفت و ندیدی عظمت آفریننده ات را ،آن لحظه ای که مقام ناچیزت را بزرگ دیدی و پنداشتی مقرب شده ای ،آن موقع که متکبرانه چشم در چشم پدر خاکی ام دوختی و گفتی :"من !من  به تو سجده کنم ؟تو  گل بد بو !تو که هستی که همچون منی در برابرت تعظیم کنم!؟"  باید به فکر این روز ها می بودی !فردا روز من است و تو حتی اگر کینه ات به وسعت تا ریخ زندگی بشر باشد باز هم نمی توانی کار کنی .فردا که صدای تکبیر موذن نوید آغاز روز های گرسنگی و تشنگی  را داد تو در غل وزنجیر عاجزانه ،ناچار به تماشای بندگی مایی... از فردا حتی نام رانده شده ات از اذکار حذف می شود !...از فردا باید ... اعوذ بالله من نفسی ...

 

سلام بالاخره ماه رمضان هم اومد من هرسال همین موقع که میشه یه جورایی می شم نمی دونم شاید یه حس غریب که می گه از فردا همه چی تعطیل یه بهانه خوب برای با خدا بود برای حرف زدن با خود  خودش بدون واسطه دیگه  تو این مهمونی چشمو هم چشمی نداریم ، لازم نیست پول دارا رو اول مجلس بنشونند و بقیه طفیلی اونها باشن دیگه لازم نیست ادا در اورد دیگه لازم نیست خیلی کار ها رو انجام داد چون این مهمونی مال خداست از فردا همگی 30 روز به یه جشن بزرگ دعوت میشیم با همه خونواده ! خدا خودش قول داده از همکی پذیرایی کنه تو این مهمونی هر کی سوز دل و نیاز بیشتری داشته باشه اون جلو های مجلس مینشوننش ! خوش به حال اونهایی که از الان به فکر این هستن که از این فرصت استفاده کنن

 واقعا ما ها تا حالا  توی این ماه چه کردیم ؟ سحر که میشه انقدر می خوریم  می خوریم و...که گرسنه نشیم یکبار به ما فشار  نیاد  از کار هامون بیفتیم!!!!متفکر از صبح تا موقع افطار یا خوابیم یا مشغول تهییه تدارک افطار... اگه سفره رنگی باشه خوشحال میشیم اگه ماقوت و شله زردو زولبیاو .. نباشه که دیگه اصلا اون روزه به دلمون نمی چسبه خوشمزه!! تازه شم، بدو بدو نماز مون رو کلاغ پر می کنیم و می شینیم تا جا داریم پای سریال های بیخود  صدا وسیما !!! این بود تمام بهره ما از ماه رمضون تازه اگر سه روز احیا ها نبود که دیگه پامون به مسجد وحرم هم نمی رسید !!!

چند وقت که نبودم و ازم سراغی نبود سرم یه جای خیلی خوب گرم بود  از طرف یکی از آشنا ها معرفی شدم به یکی از پایگاه های کمیته امداد و مشغول تدریس شدم  به همین خوبی . اونجا شروع کردیم برای مادران وبقیه  مراجعان  درس های بهداشت عمومی  رو می دادیم واقعا جالب بود البته من تازه اونجا چشم هام به خیلی چیز ها باز شد تو اونجا من مددجو هایی رو دیدم که سر پرست خانوار بودم  فقیر بودن و بی کمک ولی آبرو دار یه چادر وصله دار ولی تمیز /مادرانی که تمام حقوقشون ماهی 30 هزار تومن بیشتر نیست !!!اونجا من تازه فهمیدم که چرا خونواده های پایین شهر برای هر درد و بیماری به قول خودشون میرن دکتر گیاهی (عطاری ) چون پول ویزیت دکتر ندارن، چون بیمه ندارن ،چون فراموش شدن وهزار تا علت دیگه

وقتی میگی گوشت قرمز بخورین سر هاشون رو میندازن پایین و سکوت می کنن

موقعی که میگی پرتقال و کیوی و ... ویتامین سی  دارن می بینی که خنده تلخی رو صورتشون میشینه!!!

بچه هاشون  رو برای اینکه پول ندارن مجبور میشن از مدرسه بر دارن

برای همچین آدم هایی نباید بگی کفش استاندارد چیه ؟؟ چون معمولا با دمپایی هستن یا خیلی داشته باشن یه کفش خیلی ساده بتونن بخرن

ولی باز هم دم بچه های کمیته امداد گرم قلبواقعا کمک میکنن خیلی هم  زیاد بی توقع وچشم داشت  تا یه دردی از اونها  رو کم کنن  براشون خونه پیدا می کنن کلاس های مختلف برای کارآفرینی و پول نقدو ...خیلی ها بودن که فوق لیسانس بودن ولی از راه های دور میومدن پایگاه که درس بدن /اونجا مادرایی رو می بینی که تسبیح به دست برای  سلامتی تو ختم صلوات گرفتن/ کمترین کمک رو با بیشترین حد محبت جواب میدن/ واقعا اونجاست که  می فهمی در خرابات مغان نور خدا دیدن یعنی چی ؟ /هر دل که شکسته تر بود پیشتر است یعنی چی ؟ واقعا در مقابل اونها احساس کوچیکی می کردم /تو دلم میگفتم خوش به حال خدا با این بنده هاش و خوش  به حال اینها  با همچو خدایی که انقدر دستگیر ه

 

 مامانم اصرار داشتن قبل از ماه رمضون برم روپوش بخرم با اکراه رفتم چند تا مغازه  قیمت کردم 40 هزار تومن و.... رفتم ارزون ترین روپوشی که دیدم رو گرفتم یه کم دلم خنک شد  اومدم خونه دیدم این... روپوشیه که امسال خریدم  .... دیگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

 تو این شب ها اگر دلی گرفت،  اگر بغضی ترکید، خیلی نامردیه که فقط برای خودتون دعا کنین !!!! مفهومه ؟؟؟

 راستی یه خسته نباشید  به همه بچه هایی که علوم پایه دادن و اینکه 1 شهریور در راهه !!!!  

 من رشته محبت تو پاره می کنم 

                                   شاید گره خورد به تو نزدیک تر شود