اگر بپرسی از احوال ما و دولت ما / به عرضتان برسد محض اطلاع شما / که میرسد نفسی ،روزگار هم خوبست!!!            ( رضا عابدین زاده )

 سلام

* این مدت که نبودم برام 100000000 تا اتفاق جور واجور افتاده در واقع پدرم در اومده   به خاطر 5 واحد ترم تابستونی این دانشگاه ما جیگر من رو در اورد . شهر کرد که اصلا به دانشجو های عادی  ترم تابستونی نداد .بقیه دانشگاه ها هم تک و توک عمومی دادن که من موفق شدم توی تربیت معلم سبزوار این 5 واحد کوفتی رو به صورت مجازی وشبانه !!!!زبان بگیرم  شد 70 هزار تومن عصبانی/ طفلک این دانشگاه آزادی ها چی می کشن بابا  برای فسقل درس که نه استاد  داره نه تو ی دانشگاه برگزار میشه و فقط یک برگ امتحان برای ما خرج می کنن /ای کوووووووووفتتون  بشه !!!

 

** چند تا کتاب دیگه هم خوندم یکی از یکی دیگه مزخرف تر اینجا می نویسم شما ها نرین یه وقت اشتباه من رو مر تکب بشین چشمای شهلای (!) نازنینتون رو مثل من !! خراب کنین / برزخ اما بهشت / حریم عشق /برباد رفته ( البته این کتاب برای بالای 18 سال هم توصیه نمیشه !!!)تعجبقلب

فقط هری پاتر و قدیسان مرگمژه خوب بود که اون هم عشق دوران کودکیم بود چند سال پیش می خواستم بخونم فرصت نمی شد وگر نه حال و هوای اون رو هم نداشتم . والا دیگه این سوسول بازی ها  از من گذشته !!!! ( حالا خوبه خودم تمام ورد های کتاب رو بلد بودم هر بار  به قول مامانم دور میکردم تست هاش روهم می زدم )

 

***دوستم می خواست دمااااااااااااااغ دروغگومبارکش رو بینی  کنه زنگ زد گفت بیا با هم بریم تنها نباشم استرس می گیرم، آقا ماهم پایه ، رفتیم تو اتاق عمل آقا ،در حد کمدی بود  یک هرهر وکرکری راه انداخته بودیم ما دو تا همه چپ چپ   هی به مانگاه میکردن هی به دکتره ، طفلک  دکتره از دست ما کلی خجالت کشید شرمنده شد( اخه دکتری که می خواست دماغ دوستم رو عمل کنه بابای خودش بود وگرنه که ما رو راه نمی دادن!!!) حالا جالبه اتاق عملش مثل یک 5 ضلعی بود که هر گوشه یک اتفاقی داشت می افتاد  یک اتاقش داشت یک نی نی  به دنیا  میومد گوگولی انقدر ناناز بود تا حالا ندیده بودم تو اتاق سزارین چه خبره  خانم ماماهه انگار اومده بود پیک نیک .طفلک مادره رو ندیدین از اضطراب داشت خفه میشد ما اونجا کلی معدن رو حیه بودیم ماما + دکتر بیهوشی + پرستار آقا با چکمه رفتن تو ما دو تا منگول با دمپایی. آقا چشمت روز بد نبینه تا تیغ گذاشت و شکم طرف رو باز کرد تا گردن رفتیم زیر آب.نیشخند من نمی دونستم تو شکم مامان ها انقدر آب داره که/ مثل عقب مونده ها دهن ما بااااااااااااز مونده بود. تازه ماما وهمکارش از اول که بخیه زدن رو شروع کردن آقا شروع کرد به دستور اشکنه کشک دادن به همکارش / به جون خودم اگر دروغ بگم !!! همچی دقیق با جرئیات می گفت انگار فبل از قابلگی 40 سال آشپز بوده  والا!!! بیخود نیست یکبار روده زنه رو به جای ناف بچه بریدن. از بس بعضی ها،  چیزی که براشون مهم نیست وجدان کاریه!!!

 اتاق بعدی یه صحنه دردناک بود  فقط بدونین رو سر درش نوشته بودن : کورتاژ

تو اتاق دیگه هم آقای دکتر جراح دماغ مشغول عمل بودن این دوست ما اومده بود قبل عمل تماشا !!!! فقط بگم همین که دکتره 3 تا سوراخ نذاشت برای اون مادر مرده پیشکش دیگه زیبایی رو بی خی خی !!!! آخه اون موقع که ما اونجا بودیم ساعت دقیقا 30/10 شب بود و این 4  امین عمل تو همون اتاق بود که دکتره داشت انجام می داد که به مدل هم نگاه نمی کرد. یه چیز من در اوردی داشت سر هم می کرد ها دیدنی !!!

 وسط سالن هم یه پرستاره داشت خون مردگی های کنار چشم یه دخمل  خانم دیگه رو که عمل دماغ کرده بود رو بدون بی حسی  درست می کرد که آقا دختره یکهو صبرش تموم شد نه گذاشت نه برداشت یکهو با عربده فرمود آقا من غلط کردم ، من ....خوردم !!! ( نکته اخلاقی عمل دماغ سوات نمی اورد !!!) که پرستاره  هم جلو دکتر و ما ، با همون صدا یه کم خفیف تر فرمودند : قاشق ، قاشق !!! چشمت کور اون روز که اومدی باید فکر الان  ا م می کردی !!! عند  روحیه  دادن رو ما مشاهده کردیم با جفت چشای خودمون / البته برای بقیه  عادی شده بود  .

نکته در حد المپیک هم  اینجا بود که وسط سالن تلویزیون هم روشن بود آقا این پرستار ها می رفتن میومدن چشم از تلویزیون بر نمی داشتم  مثلا دکتره می گفت فلان چیز>>> با همون چشم های   دو خته شده به سریال می رفتن می اوردن واسش !!! حالا نکته مهم: کدوم سریال بود که همه رو مجذوب خودش کرده بود ؟

1- جومونگ   2- عمو جون سلیمون  3- ویژه برنامه فیتیله !   4  - خواهران غریب

5-موارد 1و3

 راستی نمره هام اومد به جز یکی بقیه خوب بود  مرسی از دعا های شما

عید مبعثون هم مبارک با چند روز تاخیر

 .... و آن چنان هوس گل به باغ بخشیدی

                              که از دهان زمستان بهار راه افتاد

                                             عابدین زاده /شاعر مشهدی