قسمتی از دست

قسمتی از دست

سلامی  بعد از  یک هفته و خورده ای ......

قسمتی از دست نوشته های گاندی که با خوندنش واقعا شاد شدم گفتم برای شما هم شاید جالب باشه :

من می توانم خوب ، بد ، خائن ،فرشته خو  یا شیطان صفت باشم /من می توانم تو را دوست داشته باشم یا از تو متنفر باشم / من می توانم  سکوت کنم ، نادان  ویا دانا باشم ،/ چرا که من یک انسانم و این ها صفات انسانی است و تو هم به یاد داشته باش :من نباید چیزی باشم که تو می خواهی ،من را خودم از خودم ساخته ام ،تو را دیگری باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش /منی که من از خود ساخته ام آمال من است ،/تو یی که تو از من می سازی آرزوهایت و یا کمبود هایت هستند/لیاقت انسان ها کیفیت زندگی را تعیین می کند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزی باشم که تو می خواهی / تو هم می توانی انتخاب کنی  که من را می خواهی یا نه /ولی نمی توانی انتخاب کنی از من چه می خواهی ./می توانی دوستم داشته باشی همین گونه که هستم ومن هم .

می توانی از من متنفر باشی ومن هم/چرا که ما هر دو انسانیم /این جهان مملو از انسان ها ست،

پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسی جدید باشد./تو نمی توانی برایم به قضاوت بنشینی و حکمی صادر کنی و من هم ،/قضاوت وحکم بر عهده نیروی ماورایی خداوند است /دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند ومی ستایند/حسودان از من متنفر اند ولی باز می ستایندم/ دشمنانم کمر به نا بودی من بسته اند وهمچنان می ستایندم.

چرا که من اگر قابل ستایش نبودم  نه دوستی خواهم داشت/ نه حسودی  ونه دشمنی و نه حتی رقیبی ،/من قابل ستایشم وتو هم /یادت باشد اگر چشمت به این نوشته افتاد / به خاطر بیاوری که انها که هر روز می بینی ومراوده می کنی / همه انسانند و دارای خصوصیت انسان ، با نقابی متفاوت / اما همگی جایز الخطا.

نامت را انسانی باهوش بگذار اگر انسان ها را از پشت نقاب های متفاوتشان نشناختی ،/ ویادت باشد که کاری نه چندان راحت است .

   از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش را داریم . وگاه لیاقتمان بیشتر از آرزویمان است ....

خیلی قشنگ بود  نهههههههههههههههههههههه!!!

*هنوز بعد یک هفته لرزیدن وکابوس دیدن این نمره های فیزیو ما را ندادند وافعا با این سرعت تصحیح اوراق همه رو به موت می باشیم حالا خوبه تستی بوده !!!اگه تشریحب بود که لابد تابستون اعلام می کردند

**خبر جدیدتر اینکه دو تا از دوستام این هفته نامزدیشون بود یکی شون رو استادمون برای پسرشون خواستگاری کردند ودیگر ی را یک نفر  دیگه که من نمی دانم

 راستی یکی از بچه ها مونم برای دامادی برادرش !!! به کل کلاس (80) شیرینی دادند ایشون !!!! مرام پولداری و بچه مایداریه دیگه

***خبر با نمک انتخاباتی هم اینکه بچه های انجمن ما که از میر حسین دعوت کرده بودن برای سخنرانی تو دانشگاه فردوسی که کلی شبیه جنگ خنده شده بود مجلس هر طرف کم می آورد بند می کرد به سیب زمینی !!!

تو برو سیب زمینی تو بگیر !!! /

: من گرفتم شما برو روپوش سبز مجانی بگیر ؟؟؟

و خلاصه یک عدد در مبارک سالن هم افتادند پایین . کلا تو این جلسه طرفداران میر حسین واحمدی نژاد حسابی از خجالت هم در اومدند

بعد بچه های طرفدار احمدی نژاد اومدن تقلید کنن رفتن از ابراهیم حاتم کیا دعوت کردن اومد کلی پول هواپیما بده کلی کوفت وزهر مار خرج کن !!!!

/آخر جلسه بعد از کلی تعرف تمجید دو جناح از طرفداران خودشون / مجری  رو به ابرام آقا ( الهی  یاد پسر خاله افتادم ):

 که بالاخره به کی رای می دی : ایشون هم نه گذاشت نه برداشت  گفت من یک رای دارم اونم می دم به موسوی !!!!!

 حالا بازم شانس آورد بلیتش دو طرفه بود وگرنه باید  همین جور میموند تا علف زیر پاش سبز میشد که یکی میومد میبرد ایشون رو فرودگاه تا درس عبرتی باشه برای سایرین !!!!! جدا عجب صحنه کمدی بوده ها فکر کن !!! البته من هنوز خودم نمیدونم به کی می خوام رای بدم .

امروز یکی از استاد های بانمک مون !!!!   ما رو تو ایستگاه دانشگاه دیدن !!! فکر کنین حالا من چه حالی داشتم نه راه پس داشتم نه پیش !کلی راه را هم عنان با هم اومدیم ایشون هم که کم حرف از دوران نوجوانی تا بعد از فرغ التحصیلی را ریختندرو دایره !! خدا برای پدر مادرش نگهش داره عجب رو نرو من رفته بود  ها حیف که رسیدیم وگر نه  روی مبارکش رو کم می کردم از دوران قنداقیم براش می گفتم تا همون لحظه آخر...

***به دلیل هجم عطیم تحقیقات پایان ترم یک جهش در حد بوندس لیگا در ترجمه وتایپ مقالات لاتین پیدا نمودیم هر کس هر چی تحقیق رو دستش مونده تعارف نکنه ها ... بیاد من خودم ظرف 24 ساعت درب منزل تحویلش میدم .

& چقدر حرف زدم فعلا خداحافظ همین حالا

 

 پانوشت : آقا این فیزیو عملی رفلکس گیرس داشتیم چی کار که نکردیم فقط بچه ها از رفلکس  گیری این چکش   گرفتن وزدنش رو فهمیده بودن آخر جلسه نصفه بچه ها سیاه وکبود شده بود ن مخصوصا رفلکس استاف باکس!!!

این استادمون هم دکتر بودن !!! دکتر هم محرمه دیگه هر کار خواستیم کردیم/اون هم هیچی نمی گفت از بس خوش اخلاق وگوگولیه

بعد هم از همه یک سرس امتاحان ! گرفتن  به من که رسیده >>>>>

 حیف که من خیلی با جنبه ام وگر نه یه چی می گفتم بهش ...

       میگه برو تو هم جوجو دکتر تو هیچی نمی شی !!!

 البته داشت شوخی می کرد چون من کارهای عملیم بر عکس تئوری  ها خیلی خوبه.