قهقههسلللللام علیکم

 ملالی نبود جز دوری از شما !!!

هیچی دیگه  امروز یکی از استاد های ترم قبلم رو دیدم آقا جاتون خالی همچین پا به فرار گذاشتیم که خودمان هم در آخر در کار خودمان !!! ماندیم . هیچی دیگه حالا میومد جلو بچه ها یه چیزی به  من می گفت ضایع می شدم خوب بود ؟؟؟؟؟ قضیه شماره تلفن و ... را که یادتون نرفته که همچین پیچوندیمشون که  نگین !!!!خنده

یه چیزدیگه ای هم که امروز اتفاق افتاد این بود که در عرض   یکسال 5 نفر از دوستام ازدواج و تریپ متاهل و عشقولانه و.>>> فقط من موندم تو کار این دختر ها  از یه طرف میگن شوهر بده واخه واوه و.... از یه طرف نمی فهمن چه طور طرف رو سه سوته سرش رو میکنن زیر آب بعد به ..هیچی دیگه تازه میگن این دکتر های آقا بدرد ازدواج نمی خورن ونجیب نیستن و خائن و ... شیطانادم دلش به حال  این طفلک ها می سوزه چقدر اسمشون بد در رفته ؟ البته بماند که خب یه کمی سرو گوششون میجنبد !!! نیشخندبگذریم ( حالا ما که غریبه نیستیم ) البته این شامل شما دوستای خوب وبلاگی ما نمیشه ( جدا گفتم ).

 *این ترم  چهارم چرا داره انقدر زود میگذره من هنوز جنین شناسی رو مثل آدم نخوندم / هنوز بعضی قسمت های گایتونم مونده که بخونم / ولی در کل  یکم بهتر از ترم قبله  اوضاع جوی !! ما.

**این امتحان فیزیو لوژی ما هم به خیر و خوبی تموم شد و ما رو سفید می باشیم !!!! بعد با دوستمان می خواستیم بریم سینما خستگی !!! اونچند روزه رو  جبران کنیم که  قربونش برم این هوای مشهد یک هو زد به سرش بارون وتگرگ و... کم مونده برف بیاد دوباره بریم تو فاز آدم برفی !! والا ...حالا دیدین پست بعدی من نبودم بفهمین احتمالا سیل ما رو برده چون این دانش گاه ما تو گودی قرار داره !!!

*** وای فردا فیزیولوژِِی قور باغه داریم !!!! من خوشم نمی یاد طفلک گناه داره خب .

**** این تتمه مهمونای عید ما هنوز خیال رفتن ندارن یحتمل  دیدن کرایه نمی کنه این چند روز  رو برن شهرشون دوباره برای تابستون بیان گفتن همین جا لنگر میندازیم !! ( بادبان ها رو بکشیییییییییییییییییییییییییید ).گاوچران

**** آخ این مامان خان ما دیروز رفتن برای خودشون یه گوشی موبایل   خریدن برنامه ها داریم با هاش میگه یه وقت  تو خیابون به من زنگ نزنین که من هنوز  بلد نیستم   جواب بدم البته ما از مامان خانوم دیگه توقع جواب دادن به اس ام اس نداریم ها/ همون بتونه یه تک زنگ بزنه و ما را از دلشوره نجات دهند خدا را 10000000000000 بار شکر می کنیم /

 

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

                                          که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد

                                        دگران روند وآیند وتو همچنان که هستی (سعدی )

#پانوشت :  صبح داشت مثل پنبه از آسمون برف میومد مامان خانم مجوز تعطیلی دانشگاه بنده را صادر نمودند اما من در طلب علم پاشدم اومدم  حالا بماند که دیرم شده بود و همه راه رو دویدم وافتادم تو چاله ومثل موش آب کشیده و.... ولی خب آخه به درس استادمون میارزید؟؟؟؟؟ نه............ حیف کاش می موندم خونه >>>> همیشه به حرف ماد و پدر هاتون گوش کنین حالا همیشه هم نشد اکثرا گوش کنید >>>> خب