بعله دوستان دیگه گذشت دوران جوجو دکتری ما

دیگه ما رسما اینتـــــــــــــــــــــــــــــــــــرن شدیم عزیزان

ایشالا قسمت شما هم بشه این شتریه که در خونه همه دانشجوهای پزشکی میخوابه!

دوران بخور و بخواب ما تمام شد البته اگه ما اینترن شدیم که همه چیز مثل روزهای قبل باقیه

از پره براتون بگم که گنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدیم به تمام معنا چند نفر که داشتن هق هق میکردن بعد امتحان

امتحان جامع عملی هم دادیم تو دو روز که کلا خیلی چیز هایی که یادمون رفته بود امود جلوی چشممون  تو ایستگاه چشم رزیدنته بر و بر داره من رو نگاه میکنه میگه افتالموسکوپ رو با زاویه چند درجه نزدیک چشم مریض میکنیم ؟

ما :یول فکر کنم 30 درجه

مبگه نه 15 درجه ما هم خوشحال میگیم خب 30 خیلی به 15 نزدیکه دیگه نمره اش رو بدین اگر من بلد نبودم میگفتم 90 درجه مثلا !!!! میگه برو خانم دکتر روت رو کم کن

یا تو ایستگاه اورولوژی باید سونداژ میکردیم  میگه تو دست چپی باید طرف چپ مریض بایستی

میگ من که میدونستم (!) منتها اونجوری شما نمیدیدی من دارم چه کار میکنم خب !!!!

تو ایستگاه های روان و اطفال هم که خود مریض جواب رو رسوند بقیه رو هم یه جورایی تف دادیم و خلاص نیشخند جای همگی خالی

شب قبل پره هم رفتم خونه دوستم کتاباش رو بدم زود برگردم که نمیدونم چطور شد ما ساعت 10/30  شب داشتیم kfc میخوردیم و ساعت 11 برگشتیم خونه!!!

کلا روزهای بعدشم کتاب خواب کباب سینما رو اجرا کردیم با دوستان

رفتیم فیلم پل چوبی خیلی خیلی خیلی مزخرف حیف وقت کلا تمام فیلم ها شده خیانت!!!

دارم زبان میخونم نمیدونم میمونم یا میرم ولی فعلا دارم میخونم که ضرر نکنم

امیــــــــــــــــــــــــــــــد که با امدن جوجو دکتر به جمع اینترن ها یه تکون اساسی به روند درمان بیماران وارد بشه عینک  

دوستان دوستتان دارم شما هم ما رو دوست بدارید

تممممممت!!!!

* این پست دست گرمی بود میام زود

اون  تصویر کناری هم عکی خار پاشنه است لابد مال یه خانم دکتری بوده که صبح میرفته بیمارستان و شب هم بر میگشته