الو مـــَمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد ، الـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوووووو، صدا میاد؟ مَمد جان الوووو........................................

برو یه سر بزن به کارگرا، میگم برو یه سر بزن به کارگرا، مــــــــــــــــــــــمـــــــد! کجایی تو ؟ میگم کجایی ؟ برو ببینم اکبری زنگ زده میگه کارگرا کار رو خوابوندن کسی سر ساختمون نیست

مــــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!

الـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوووووووووووووووووووووووووووووووو

ای بابا اینجا شلوغه من الان نمیتونم بیام

خانم شما بشین پرونده ات کامله؟

میگم پرونده ات کامله ؟ نیست کامل

خب برو بده رزیدنت ها کاملش کنن

مــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــــــــــد تو الان کجایی بیا برو اون ساختمون هنوز کاراش اماده نیست ها  ، پس تو داری چیکار میکنی؟؟؟//////

کامل شد ؟ خب بیا بشین

خب کدوم چشمت رو عمل کردم؟ ها چپ یا راست؟

میگم کدوم چشمت رو عمل کردم؟ نــــــــــــــــــــــــه با تو نیستم ممد جان با مریضمم

ببینم من رو با خاک سیاه میشونی یا نه؟

نه خانم محترم با شما نیستم با تلفنم !

الان این بخشی ار مکالمات کی بود ؟ و کجا بود؟

1-ننه بلقیس/سرجالیز    2-جواد پیروانی/محوطه هیجده قدم     3-دکتر فوق تخصص قرنیه/خاتم                4- مورد5درست است

کلا این وضع ما بود تو چشم از بس خندیدم مردیم یه ماه کلا اساتید ماه بودن به جز همین یکی که خیلی دو در بود  بقیه عالی بودن انقدر بیمارستان خوبی بود این چشم خاتم النبیا /انقدر اساتیدش خوب بودن/ رزیدنت ها تا دربون در همه فوق العاده بودن

یک ماه حال کردیم به خاطر اینکه بیمارستان فوق تخصص بود تکلیفت مشخص بود مثل بقیه جاها نبود که مثلا تو بخش ارتوپدی باشی دائم به کبد طرف فکر کنی یا تو  زنان به مشکل خونی مادر  کلا هر کی میومد فقط و فقط مشکلش چشم  بود و لا غیر!!!!! به جون شما

 بعدشم اصلا کار استرسی نداشتی که هیچ هی برات شیر میاوردن هی چای میاوردن هر کار دوست داشتی میکردی اینترن سر خر نداشتیم رزیدنت ها همه بچه مثبت ، خر خون ، انــــــــــــــــــــــــــــد بودن

مثلا اگه مریضاش رو ویزیت میکرد میومد میشست کنارت میگفت بیا با هم ووگان (کتاب چشم پزشکی) رو بخونیم هرجاش رو بلد نبودی بپرس؟؟؟؟؟ اخه تو کدوم بخش دیگه رزیدنت انقدر ماه میشه؟ اصلا تو بخش های دیگه رزیدنت ها انقدر لَش  ان که نگو ، یا یکی انقدر بهت مطلب یاد بده /کدوم بخش اساتید جلو پای  استاژر ها بلند میشن؟

بعدشم که خیلی خوب بودن همه یادشون به خیر فقط تنها نکات منفی بخش نبود اسانسور بود و ما مجبور بودیم هر روز 4-5 بار 90 تا پله رو بریم بالا و پایین و دیگه تریاش بود که شکلات نمیاورد  و یه گربه دیوونه داشت هر جا میرفتیم دنبال سر من و دوستم میومد  اونم که کلا عشق گربه بود از اون لحاظ !!!! ما کلا در حال فرار کردن بودیم از دستش

ولی عوضش هر چی اون یه ماه حال کردیم این 14 روز داریم تو بخش زنان تقاص پس میدیم واآااااااااااااای ، دیوووونه خونه  ، با وجودی که اینجا هم بیمارستان فوق تخصصی زنان هست داغون شدیم ما، زائو میاد تو زایشگاه شونصد ساعت جیغ میزنه بنفش ها ازوناش بعد یه سری ا ز مادر شوهر و خواهر شوهر شروع میکنه به زیر و رو گفتن مییاد جلو تا برسه به شوهر دیگه تا دقیقه نود اون بدبخت در حال شسته شدنه تا بچه به دنیا بیاد  بعدشم انقدر باحال کلا همه چی یادش میره هی دوست داره شوهرش بیاد پیشش و اینا!!!!

کلا ما هم دور خودمون میچرخیم ها داغونه از بس   من نمیدونم کی گفته جمعیت داره کم میشه خب پس این همه زائو از  کجا میان

خلاصه فقط خوبیش اینه که پسرا رو هر کی از یه فرسخی اینجا رد شن با تیر میزنن به همین علت خوب استازر پسر نداریم اینجا و نفس میکشیم و اتاق اینترن ها رو به سبک خودمون اشغال کردیم اســــــــــــــــــــــــــــــاس  !!!

دیگه جونم بگه با یه حال عذاب وجدان با دوستم داشتیم میرفتیم سینما فیلم( من همسرش هستم) بعد کلی گفتیم الان همه تو کتابخونن و ما فقط دو دریم و ای تف به ما بیاد و اینا خلاصه غر و پر کنان بلیت خریدیم رفتیم تو یه 5 دقیقه دیگه 2 تا از اینترن هامون هم دیدیم اومدن یه 15 دقیقه دیگه یکی از پسرامونم اومد کلا 15 نفر بودیم یک سومش دانشجو پزشکی........................... بسی احساس غرور و حض وافر بردیم تا اخر فیلم   

امروز هم که بچه ها مارو پیاده کردن از بس عیدی دادیم ما و چند تا چیز دیگه

امضا: یک بی شرف(!)

پ ن:از دکتر دانشور و حسینی خاکشور شریفی بی نهایت متشکرم که به ما علاوه بر تمام مطالب علمی درس اخلاق نیک هم دادن و

از رزیدنت ها:دکتر الهامی بابایی و محمد زاده و دستیار فلو دکتر امیر عسکری که خیلی خوب بودن