مکان بخش قلب

زمان یکماه

بازیگران:11 عدد دختر ورپریده دماغ عملی+جوجو و دوستش+یک عدد پسر

روز اول که اومدن ما رو تقسیم کردن بین دو تا بیمارستان از شانس نامراد ما با این گروه افتادیم که کلا پــــر اوازگی از سر و روی اینان باریدن گرفته

روز دوم نصف بچه ها در حال امار گیری از رزیدنت های محترم که ببینن کدوم ها مجرد موندن کیا ورپریدن و اینکه کدوم یکی از پسرا مال و منالش بیشتره ، قابل توجه شما که کلیه این امار و اطلاعات طی چند ساعت جستجو در فیس .بوک و بچه های قدیمی بدست میاد، حتی این که زن اون رزیدنت خوشگله کیه ؟یا این قبلن کدوم دانشگاه درس میخونده؟ یا الان حقوقش چنده؟ ماشینش چیه؟ گرین کارت داره یا  نه ؟ مامان باباش کی ان و ....

روز سوم کلا بچه ها خیالشون تا حدودی راحته که اون سر سبد ها همگی متاهلن و کار از کار گذشته و مشتی خز و خیل یا سن بالا مونده و کاری از دست  کسی بر نمباد تا حدودی جــــــــــــــــــــــــــــــــــــو اروم شده

از روز های بعد کار تقسیم تخت مریض ها و شرح حال گیری از ان عزیزان جان به هر جون کندنی که  هست انجام میشه  و راند های اموزشی شروع میشه

فقط روز8 ام یکی از بچه ها سر راند دکتر عماد زاده غش فرمودن که از صبح روز بعد دیگه اون فلک زده رسوای خاص و عام شده بود و ما فهمیدیم که مرد ها هم در خاله زنـــــــــــــــــــــــــــــــــــک بازی دست ما رو هم بستننیشخند

بعدش هم که درمونگاه هامون شروع شده بود که من و دوستم  با هم افتاده بودیم و یک انسان دو در هم ایضا با ما بود که در همه جا وبال ما بود و کار مریض های اون رو هم انجام میدادیم

تازه نامرادی روزگار از اونجایی  خودش رو به ما نشون داد که 15 ماه شد و انترن های بخش رفتن و تازه مدیر گروه فهمیده بود تا اخر ماه تو بخش و اورژانس اینترن نداره اومدن عقل ها رو رو هم ریختن دیدن کی از استاژر بدبخت بهتر و بی زبون تر!!!

 این شد که از اون روز تا اخر ماه برای ما فلک زده ها از ظهر تا اخر شب کشیک گذاشتن و ما مثل بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز غاله تاکید میکنم بزغاله(!) در اورژانس مریض میدیدم و در تمام مراحل  از گرده ما کار میکشیدن

مثلا مکالمه چف رزیدنت با استاژر ها :

-رزیدنت سال 2 در حال گریه زاری به چف که اورژانس شلوغه سر جدت بیا کمک کن!

چف : از استاژر ها کمک بگیرین

-رزیدنت سال2 با چشم های ورقلنبده به چف من الان 48 ساعته وایسادم جون ندارم دیگه تو بیا اورژانس رو بگیر من برم بکپــــــــــــــم!

چف:از  استاژرا امروز کی کشیکه؟

همراه مریض به رزیدنت... ما مریضمون رو میتونیم حرکت بدیم ببریم توالت؟

رزیدنت  بــــــــــــــر و بـــــــــــــــــر داره این طرف رو نگاه میکنه

پرستار به رزیدنت : این بیمار تخت 2 یورینشین نداشته (همون ادرار خودمون )

رزیدنت با حال عصب : استاژر تخت 2 ، استاژر تخت 2 کی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

_بیمار مــــــــــــــــــــــــــــــــرد

رزیدنت :غلط کردمرد! پس این استاژر داره چیکار میکنه تو اورژانس

خلاصه تو این 15 روز پشه تو اسمون میپرید میرفت تو پاچه استاژر، از اون ور با حال خستگی ،بچه ها با همون چند تا رزیدنت مشکوکی که بنا به قولی مجرد بودن و بنا به قول دیگری متاهل بودن ولی حلقه ای نداشتن با اصرار هر چه تمام تر کلاس های مکمل ای  سی جی  همون نوار قلب  و فشار خون و دارو شناسی و نسخه نویسی و ... گذاشته بودن از 7 صبح تا 8 و از 12 تا 1/30 و بعدش هم تازه کشیک هامون شروع میشد و تازه اونجا اول خر بگیری بود وااااااااااااااااااااااااااااااااااای

حالا قسمت جوک ماجرا اونجا بود که بچه های لوند و دلبرانه ما با 1 ساعت موندن کشیک مهر میگرفتن نه یکی نه دوتا نه 3تا و ما مجبور بودیم با دوست جان بمونیم تا اخر

ولی خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش حالا که تموم شد نامردیه اگه نگم به من و دوستم تو همین کشیک های سخت چقدر خوش گذشت چون علاقه مند بودیم همه رزیدنت ها به ما دو تا هی کار یاد میدادن حتی جوری شده بود که وقتی رزیدنت های سال یک اومدن تا چند روز اویزون ما بودن تا یه خورده جا افتادن

خیلی خیلی تشکر از دکترها حسن زاده- حیدری-عمادزاده و فال سلیمان و داستانی که من خیلی خیلی دوستشون داشتم و

 از رزیدنت ها  فلوی محترم دکترامیر حسین رفیقدوست که روز اخر مهرش رو داد به من و من هم تلافی این یه ماه تمام لاگ بوکم رو مهر زدم/دکتر وجدانپرست که نوار قلب یاد گرفتنم رو خیلی مدیونشم/ دکتر شهری به شرطی که ژل کمتر بزنه/ دکترمهرداد شایسته که ماه ماه ماه بود از بس فان بود این دکتر با  اون لهجه با نمکش/ دکترتوحیدی که تا اخرش هم به ما سلام نکرد و اخمالو بود/دکتر فرخ نژاد/ و دکتر گل نژاد که تازه وارد گروه بود و امسال تازه قبول شده بود  و خیلی خیلی تو تشخیص گذاشتن ها به ما دو تا کمک کرد و

اهالی محترم بخش اورژانس قلب قائم که ما را در تهیه ی این فیلم یاری کردند

تابستان91