سلام  عزیزان جان !!!

این پست رومانتیک عشقولانه تقدیم  شما !!!خندهنیشخندزبان

هیچی دیگه اون ماجراهه بودش  یادتونه  شماره تلفن و استادو.... 2_3 شب پیش همه نشسته بودیم که ناگهان تلفن مبارک زنگ زد ما هم که خانوداگی قربونش برم یا هیچ کس بر نمی داره یامثل لشگر سلم وتور می افتن به سر این تلفن  بیچاره اون شب همین جوری مامانم برداشتن  تلفن رو که

 عینک: سلام منزل ... من فلانی هستم  و کلی صغرا کبرا چیندن که حالا یالا می خوایم بیایم خواستگاری  حالا مامان جان مثل لبو سرخ شده انگار دارن برا این میان  جواب بگیرن !!!!!!!!! بعد تازه به خودش اومده که حداقل چند تا سوال بپرسه  ببخشید  پسرتون چه کارن ؟

 دارن امیر کبیر فوق لیسانس ... میخونن !!!!!!!!! آقا  این جمله میمون ومبارک  را شنیدن همان و قبضه روح شدن بنده همان که ای وای خاک بر سر مبارکمان شد این پسره استاد مونه !!!!!!!!!!!!عصبانی حالا من چه خاکی بر سر بریزم وای این واحد لا مصب رو که با این گرفتم چه کار کنم  آخه فقط این ارائه میده ...  هیچی دیگه باید برم حذف کنم کلافهحالا  عکس العمل های  اعضای خانواده محترم ما  دیگه از اون لحظه واقعا تماشاییه!!!!!!!!!

مامان : جوجودکتر الهی قربونت برم مادر برو سر کارات یهو  هوایی نشیه !!نیشخند

 اینا یه غلطی !!!کردن زنگ زدن من خودم میپیچونم شون !!!! این اصطلاح مامانم و خیلی دوست دارم

 این داداش بزرگه هست !!! آقا معمولا ما دوتا وقتی حوصلمون سر میره میپیچیم به اعمال همدیگه از سرو کول هم بالا میریم خب بچه !ایم دیگه آقا این انقدر  مهربون شده !!!!!!!!!! الهی    فرشته منم که اصلا سوئ استفاده نمی کنم خودش پا میده برا دست انداختن خندهخجالت این تحقیقام رو تایپ نکنی رفتم . اون بروشور رو برو پرینت بگیر .این جا چرا کثیفه چرا انقدر حرف میزنی؟ و ............... طفلک صداش در نمی یاد البته همشون میدونن من اصلا اهل ازدواج نیستم ولی میخواستم از همین الان تکلیف همه رو روشن کنم که دیگه  تا تقی به توقی خورد این مامان خانم نگن وااااااااااااای جوجو هم درس هم زندگی 

 ما از اینجا به تمامی عزیزان در داخل وخارج این مرز پرگهر رسما اعلام میداریم که هم چنان بر سر مواضع سفت وسخت خود می باشیم تا کور شود هر آنکه نتواند دید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!قهقههگاوچران بابا من هنوز  15 سال دارم !!!!!

راستی تو  مغازه داشتم میرفتم تازه شسته بود زمینارو با مغز خوردم زمین حالا خوب شد اون وقت صبی کسی نبود ببینه ولی امروز باید بریم ا ز زانوم عکس بگیریم  فکر کنم چلاق شدم آخه خیلی درد داره اون موقع  داغ بودم نفهمیدم  عصبانی 

 تو  این تعطیلات بین ترم  من از زمان امتحان ها هم بیشتر احساس اضطراب دارم آخه نمره های فیزیو هنوز نیومده !!!! ای خدا  الهی قربونت برم من از ترم بعدی متحول میشم فقط همین رو وژنتیک واناتومی عملی ( آخه واقعا خیلی زور داره یه چیزی رو  نخ بسته مال یه جسد قرن بوقی آدم نمیدونه این عصبه عروقه تاندونه!!!!!!!!!! به خدا 20 نفر آدم  هر کس یه چیزی نوشته بود حالا این به جهنم مثل مسابقه دو استاده یه سوت گرفته دستش ایسگاهی امتحان میگیره داشتیم از ترس نصف العمر میشدیم  حالا اون وسط دو تا خود شیرین  هم پیدا شن برن رو اعصاب آدم دیگه یهو خون جلو چشمات رو بگیره به جای  عصب صافن بنویسی تیبیال خلفینگران که دیگه فبها المراد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 خدا آخر عاقبت مارو ختم به خیر کنه

     دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

                  از گوشه ی بامی که پریدیم /پریدیم