سلام  من اومدم !

 بعد  ...از یک مدت دود چراغ خوردن وشب نخوابیدن و کلی استرس برای یک امتحان  !!! اگه الان  کسی من رو ببینه میگه جوجو خودتی؟  آقا به خدا آب شدم تو این مدت  10 روز .تمام امتحان هام رو هم افتاده بودن   خدا بر باعث بانی گردن شکسته  اش ( خودم) صلوات بفرسته !خنده  حالا جالبیش اینجا بود که همه برای یه امتحانی که مثلا من یه نصف روز وقت داشتم 2-3 روز میخوندن اخرشم  با گریه و ناله از سر امتحان می اومدن بیرون بعد ببینین من طلفکی گریه چه حالی داشتم  مامانم اینا رو که دیگه نگین فقط دو جمله بین ما برقرار بود !!!!! 1- پاس میشی؟  2- امتحان بعدی چیه؟  3- برو دیگه مادر خجالتاین همه مدت تو طول ترم ول گشتی  حالا عاقبتت همینه !!عینک

 حالا بذارین  از اتفاقاتی که برام تو این مدت افتاد بگم

آقا نشستم تو تاکسی می خوام بر م خیر سرم  فیزیو لوژی امتحان بدم این ماجرا مال چند روز  بعد از غزه و... است

 راننده :آقا بد دوره زمونه ای شده  دارن مسلمونا رو قتل عام میکننو..  این بمب های

 پرفسوری!!!!!!!!!!!قهقههنیشخندنیشخند هم که دیگه بلای جون اینا شدن  اقا خدا لعنت کنه این

اوول مراد   رو  (اولمرت)....... آقا من و میگین  اول حالیم نشد .بعد آقا یهو یاد گل مراد باغ مظفر افتاده بودم مگه این خنده  لا مصب  بند میومد می خواستم خودم و خفه کنم  4 تا مرد سبیل کلفت هم کناررررم !!! فکر کردن لابد زده به سرم  فقط خدایی شانس اوردم  که داشتیم میر سیدیم . سر امتحان هم هی این اوول مراد یادم میومد هرهر هر میخندیدیم و این امتحان به خوبی هر چه تمام تر گند زده شد و به زباله دان تاریخ پیوست!!!!!!خنده

 یه واقعه دیگه  هم  که افتاد ! آقا ما خیر سرمون برا این درس .... یه نصف روز وقت داشتیم صبح یک کسزی افکار پلید به ما گفتن چند عدد تقلب ناقابل بر کف دست مبارک بنویسیم که الهی  میمردیم و این غلط زیادی را مرتکب نمیشدیم

 هیچی دیگه سر جلسه استاد اومده جلوم منم با این دستانم دارم براش یه سوال رو توضیح میدم و دست هامو تکون میدم  دیدین که!!!!!!! خب هیچی دیگه استاد عزیز هم 100 % شرط میبندم دید بعد دارم برگم رو میدم میگه چند لحظه شما تشریف داشته باشین !!!!!!!

دارم آثار جرم رو پاک میکنم که میگه بیا بریم بیرون تو حیاط دانشکده؟ اقا من دارم فکر میکنم چه جوری التماس کنم که نه گذاشت نه برداشت  پرسید ببخشین خانم جوجو دکتر نظر شما راجع به ازدواج چیههههههههههههههههههه؟؟؟؟خجالتقلبقلب

 منم از اون  پررو تر : استاد خیلی خوبه زمانش رو بیشتر کنین!

  استاد : جدی گفتم !

من:( حالا یه  نفر موش آبکشیده رو تصور کنین که ترم دیگه هم باید با این استاد  درس بگیره ! )عصبانیاگر واقعا احساس کنم اون آقا ارزشش رو داره حاضرم که این از خود گذشتگی !!!رو داشته باشم و قبل از فارغ التحصیلی این کارو بکنم ولی با این شرایط من  که 4 نفر دنبال سر من دارم کار های من رو انجام میدن  بعد آیا من تو زندگیم مشکل پیدا نمیکنم و.............. انقدر حرف زدیم سر هر دو طرف به طور کامل خورده شد

 بعد استاد جان می فرمایند که چند نفر!!!!!!!زبان از هم کلاسیات به من اصرار کردن که شماره تلفن منزلت رو بگیرم  وبرای امر خیری مزاحم شوند  دیگه از استاد ما پررو تر پیدا نکرده بودن ... این ماجرا هم چنان ادامه داره در برنامه های بعدی....

 راستی الان چند وقته به سر درد - پا درد - کمر درد.  تق تق زانو در هنگام راه رفتن مبتلا شدیم حالا خوبه ما ترم 4 شدیم این انترن ها چی میکشن دیگه

 فعلا خداحافظ برم مهمون داریم