همچنان در بخش عریض و طویل جراحی به سر مبریم عاجرانه !

ما را به قول یکی از پسر هایمان ab use میکنند خاک بر سرمان بکنند که زیر بار میرویم کماکان لابد مگین چگونه که میگم ما توی بخش در نقش کاغذ دیواری هم فایده نداریم فقط از ما شرح حال میخوان و لاغیر اون هم نه شرح حال ادمیزادی نه ! شرح حال استاژری ها در حد 4 صفحه و مشکل مزخرفش هم اینه که این مدل شرح حال که معروف از به head to toe در بخش جراحی اصلا جالب نیست مثلا فکر کنین مریض اومده با توده در پستان که در خالت عادی  اینترنی و نرمال باید همون بخش معاینه بشه از مسایل ماموگرافی و سونو و ... سر و ته قضیه هم میاد و میره جراحی میشه ولی تو شرح حال استاژری از سر شروع میشه با یه سرس سوالات بی ربط ها ! مثلا طرف داره از درد آپاندیس میمیره من میرم ازش می پرسم سر درد نداری چشمات دوبینی نداره عینک نمیذاری گوشات سنگین نشده دندونات سالمن دماغت خوب نفس میکشه گردنت سفتی نداره اب ریزش نداری ؟درد مفصل زانو نداری ......... بعد مریض اولش میخنده بعد یه خورده تحمل میکنه بعد که هنوز یه ساعت گذشته تو گرمی با لگد پرتت میکنه بیرون !!!

بکش بکشی تو بخش راه افتاده بین پسرا و دخترا آقا برای بازبینی اموزش پزشکی در مشهد چند تا اکیپ میخوان از وزارت خونه بیان بازدید این اساتید ما هم دارن هی از ما نظر خواهی میکنن راجع به اموزش و ما هم از همه چیر بد گفتی و ناراضی هستیم و خب این برای گروه فاجعه است  وافت کلاس داره هی میخوان ما رو متقاعد کنن که اینجا عالیه ما هم شروع کردیم به دعوا کردن و اعتراض و انا حالا پسرا میگن اگه این امتحان پایان بخش رو از 13 به بالا نشدیم ما رو خفه میکنن !!!نیشخند ما هم که وایمیستیم بر بر نیگا میکینم فقط !

یکی از دخترا مون سر راند غش کرد بعد 3 تا اومدن بالا سرش از جمله من که اون دو تای دیگه بلافاصله جیم شدن و ما موندیو و مغشوش محترم حالا ما هی داد میزنیم کمــــــــــک کنین و اینا که پرستار ها با غیض ما رو نیگا میکنن و رد میشن ( تجربه به عینه برام ثابت کرده پرستار ها به شدت از دکتر ها متنفر ان مخصوصا خانم ها ار خانم های دکتر ولی با آقایون دکتر ها مخصوصا اتند ها گرم و صمیمی ان و این لبخند ژوکوندی هم که دارن ها همه اش فیلم فارسیه اوه

خلاصه ما انقدر جیغ و اد کردیم که یکی لخ خلخ کنان اومد به ای دوست ما سرم وصل کرد بعد ما هم کلی مرام گذاشتیم موندیم پیش این رفیق جان تا بهتر بشه بعد هی گفت برو دگه من خوبم و اینا ما هی گفتیم نه رفیق جان فدای سرت که ما از کلاس موندیم و تو واجب تری و اینا

که اون هی میگفت نه تو برو نه تو گناه داری به پای من نشین ( فیلم هندی بود !9 بعد ما هم دیدیم خیلی نگران ماست رفتیم سر کلاس گفتیم سریع کلاس تموم شد دوباره میایم پیشت و تو کلاس هم کلا عذاب وجدان که این دختر الان گناه دارو وایناگریه هیچی از درس نفهمیدیم بعد کلاس سریع خودمون رو رسوندیم به اتاق معاینه دیدیم ای واای چه نشسته ای که یکی دیگه از هم کلاسی های جان که ما فکر میکردیم خیلی خیلی پسر مخظوظ به خلا (!) ای هستن صندلی اورده نشسته کنار دوست جان و دل و قلوه و  .... که ما ناگهان دو هزاریمان افتاد از ان همه اصرار و نگرانی این موش مرده دوست عزیر چی بوده حیییییف که در حال نامساعدی بود و گرنه حسابش را کنار جام می گذاشتیم جمیعا !!!!

اها یکی از کشک های پز مخاطره و مریض امروز رو هم بعدا میگم چی بود

فعلا

اها راستی الان من فوق العاده وضعیت سفید رو دوست دارم مخصوصا عباس و یونس غزالی و عزت اله مهر اوران که فوق العاده ان