دکتر جان استاد! برای ما عزیزان دل کلاس پانسمان گذارده اند باقلوا

وسایل لازم :یک عدد مریض بدحال (لابد می پرسین مگه مریض خوشحال هم داریم ایا ؟که در جواب باید بگووویییک بعــله داریم یه سری مریض های ما کلا خجسته هستن و حاضرن 2-3 ماه بمونن تو بیمارستان مزخرف ما و از جاشون جمب (!) هم نخورن کلا این دسته از عزیزان چتر باز هستن و تمامی رده ها و درجه بندی های کادر درمانی را مثل بلبل از خفظ دارن ومیدونن که نباید به استاژر جماعت محل سگ داد حتی !!! و ما هم ناچارا از مریض های بد حال که حوصلهی فحش دادن ندارن استفاده میکنیم اوووووفتاد ؟؟؟؟{با لحن و انگشت های رو به پایین حشمت فردوسی بخونین لطفا !!!}

یک عدد استاد خجسته ی بیکار (لابد میپرسین مگه استاد بی کار م میشه و ما در پاسخ میگووویییییم بعلللله جانم استاد اونم از نوع خجسته ی پشمک به سر حتما بی کار تشریف داره که راست راست تو بخش پلاسه میاد حال ما رو بگیره!)

یک عددپرستار بی کار تر از همه ک تا استاد میگه فلانی بپر برررو ست پانسمان رو بیار برای خود شیرینی هم که شده سریعا میاره و داغ دو در کردن و به هم خوردن کلاس ها رو به جیگر ما میذاره

یک عدد اتاقترجیحا پر از سوسک ( خواهش میکنیم اتاق تمیز نباشه ما عادت نداریم مور مور مون میشه تو رو خدا با سوسک ترجیحا سوسک های ریزی که تو دماغت هم می روند!

و تعداد کثیری استاژر روپوش به تن سفید خوشـــــــــــــحال و ملنگ و مشنگ و ... که حضرن بیان از محضر یه استاد خجسته حظ کافی و وافی رو ببرن !!!!!

مکان : بیمارستان 100/000 تختخوابی ما به باند هلیکوچتر و ضمائم کافی برای اخرت با کلیه مراسم شب اول تا هفتم!

استاد جان اول شروع به ضغرا کبرا چیدن میکنه برای مدت مدیـــــــــــــــــــــد از اصول اولیه استریلزاسیون و خموژنیزاسیون و پاستوریزاسیون و اصغریزاسیون و ...

بعد میخود حالا یه مریض بخت برگشته روکه کوله سیستیت حاد داسته و به صورت باز جراحی  شده و 4 تا درن داره و نای حرکت کردن نداره روجلو ما پانسمان کنه

شروع میکنه ست استریل رو باز کردن بعد وسایل رو میزاره جلو دستش بعد به ما میگه بتادین بریز تو گالی پات بعد شروع میکنه یا علی مدد بدون دستکش مریض رو میشوره بهد گاز میذاره بعد گاز میذاره بعد گاز میذاره هموووووووووووووو جووووووووووووور بعد ما داریم از نکات ارزشمند کلاس مستفیض میشیم بعد که خوب مریض فعلی و میت اینده روگاز پیچ میکنه یه هو چشماش برق میزنه برش میداره از رو میز لابد میگین چی رو ؟

میگم معشوقش رو که تا حالا ندیده بودش همون عشق دنیایی و لاو ترکونش رو بعد

الان میگین لابد چی ؟

میگم : چسب زینک اکساید رو یه نوار چسب نو رو اقا جاتون خالی به سر تا پای این بشر چسب زد یه زخم8*8 رو از اول سینه تا زیر ناف چسب زد بعد تازه داشت گرم میشد یکی  یکی درن ها رو  هم چسبوند به لوله که هرکی بخواد اون ها رو در اره فحش .... میده بهش بعد بچه ها میگن استاد چرا دستکش نپوشیدین ؟

میفرمان من این روش رو جایز نمیدونم!!!! کلا من عفونت بعد از عمل رو قوبل ندارم یا یکی عفونت نمیکنه یا اگر هم بکنه تو اتاق عمل مبتلا شده نه از پانسمان

بعد بچه ها دیگه هر چی تا اخر میپرسن ایشون میگن چسب میزینم بعد کل نوار رو به این بیچاره چسبوند شبیه مومیایی شده بود بیچاره بعد ما رو زمینهن شده بودیم پسرا بنفش شده بودن از خنده ما قرمز  استاد سفید مریضض زرد خلاصه ما زنده شما هم زنده این مریض رو از کمر به پایین قطع نکردن خاک بریزین  رو این شست!!!!

ما هم کلا تو این یه ماهی که گذشت به قول بچه ها همون ملنگی که بودیم بودیم البته با جای شکرش باقیه که بدتر  نرفتیم

از کشیک های پر بارمون هم در پست های بعدی خواهم نوشت

والسلام شد تمام!