الان اومدیم بخش جراحی کلا ما داغون ما بدبخت م ما فلک زده ها رو ادم حساب نمی کنن بالکل تمام کلاس ها با دوره های رزیدنت برگزار میشه به جز تک و توکی کلا ما بمیریم کسی نمیگه این استازر کی بود که مرد یعنی در این حد

کلا برنامه ریختن واسه ما داغووووووووووووون از صبخ ساعت 7/30 تا 4 بعد از ظهر یک سره ما  یا سر کلاسیم یا تو بخش در حال شرح حال گیری یا داریم از رو دست انترن ها شرح حال کپی میکنیم والا!!!!

بعضی روز ها هم 3 تا بیمارستان عوض میکنیم دور شهر رو میچرخیم برای 3 ساعت که میریم اطفال

بعد امروز هم اولین درمانگاه اطفال رو رفتیم کلا 4 تا مریض هیپوسپادیاس دیدیم  یه هیدرو سل یه هرنی  و... جالب بود مخصوصا که ادم ترسش میریزه بعدشم همه شون از بچه خوجیل موجیل گوگولی ها که ادم میخواد بغلشون کنه

بعد کلا ما با این پسر ها جدیدا مشکل پیدا کردیم از این نظر که اعتماد به نفسشون خیلی رفته بالا باید اساسی یه بار دمشان را بچینیماز خود راضی

 بعد تازه رسیدیم خونه میگیریم برای یه زمان غیر قابل پیش بینی میخوابـــــــــــــــــــــیم لا لا میکنیم

بعدشم کارهای روز مره کلا از دستمون رفته ما رو هیچ کی نمیبینیه دیگه

بعدشم چند روز پیش رفتیم پیش دکتر امبی والانس کلی مخش رو کار گرفتیم از همین تریبون یه جیغ دست هووووووووووووووووورا به افتخارش هورا کلا ایشون تو بخش دکتر کار راه انداژی هستن بر خلاف نت که ادم میخواد کله اش رو بکوبه به سقف نیشخند