ای بابا ما اصلا باورمون نمیشه که  دو ماهه که ما اینجا  رو اپ نکردیم ولی خب همه کامنت ها تون رو میامدم میخوندم ولی وقت سر خاروندن هم نداشتم  دلیل هم داشتم و اون هم این بود که ما تو بخش شیرین و گوگو لی مگوری اطفال بودیم 3 ماه!!!!!! و خوب از اونجا که این بخش جزئ بخش های خیلی مهم هستش ما از اول صبح کله سحر پامیشدیم می رفتیم بیمارستان تا بووووووووووووووووووق سگ !!!! کارمون هم کل کل کردن با  بچه مچه ها گرفتن اب دماغ ان نو گلان جان بوده  کلا حالی کردیم  تو این سه ماه مثلا رزیدنت رو  کوک میکردن که بیا براموون بادکنک باد کن!

خلاصه برنامه ها داشتیم تا این بخش اطفال تموم شد  تو 3 تا بیمارستان چرخیدیم که بهترین قسمت قائم جنرال بود با دکتر خوارزمی و حیدریان که دکتر خوارزمی میگفت من تو رو خوب یادمه  میومدی مطب دائم زرزر  میزدی و اینا !!!!!!!! اون موقع خودتم مثل  این کوچولو ها بودی   یا مثلا یکی از بچه که توپ داشت همه ی اتاق با هم توپ بازی میکردن بعد میومدن تو راهرو با استاف و رزیدنت ها فوتبال

تو امام رضا هم که پدیده ی بخش دکتر حامدی بود براش گزارش میخوندیم  مثلا مریض امروز تب داره 38/3 بلافاصله با دستش میذاشت رو پیشونی مریض میگفت نه 38/5 تبش!!! انقدر ضایع

تو شیخ هم که دکتر بنی هاشم بود و یه دنیا نمک مریض میومد انقدر با مریض حرف میزد میخندید  اخ حرف میزد  وای حرف میزد

خلاصه که خیلی خیلی خوش گذشت با همه ی سختی ها و شادی ها و دربه در شدن هاش دیروز امتحان پایان بخش دادیم و خلاص!

امسال هم عید جایی نمیریم و کلی کار داریم و میخوایم یه خورده برا پره  درس بخونیم

عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیدتـــــــــــــــــــــــــــــــون هم مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

*تیکه کلام یکی از بچه های بستری تو بخش بود که تازه میتونست 4 کلوم حرف بزنه ناز  بود انقدر=دکتر سلام!