سلام بعد از یک ماه و نیم دوباره ما اومدیم

بزن اون زنگو داداش یا ابجی !

ای بابا ما نمیدونستیم خیل مشتاقان ما چشمشون به صفحه کامپیوتر جان سفید شده که ما بیایم اپ کنیم

خب دیگه حالا اومدم دیگهنیشخند و اما نظر به اینکه تو این یه ماه نیم گذشته ما فقط امتحان داشتیم و این یه ترم هم تموم شد و هوتوتو  و برگزاری جشنواره فیلم فجر از بیستم در مشهد :

سیمرغ بلورین بهترین امتحان تقدیم میشود به امتحان سمیو لوژی عملی که به صورت آسکی برگزار شد واسه ما این امتحان به صورت 12 ایستگاه طراحی شده بود وما باید نقش یه پزشک واقعنی (!) رو ایفا میکردیم ونمره میگرفتیم کلا از دستکش پوشیدن در اتاق عمل و معاینه قلب و ریه و شرح حال و احیا قلبی بگیر تا  سوراخ یه جایی (!)از ملت که باید با دستکش معاینه میکردیم همه افرادی هم که اومده بودن بیمار نما بودن و کلا سیاه کرده بودن همگیمون رو

سیمرغ بلورین بهترین استاد  توامان به دکتر هاتف جونم و دکتر لایق نازم

سیمرغ بلورین بهترین بخش به گروه روماتولوژی

سیمرغ طلایی خوش پوش ترین استاد هم دوباره تعلق میگیرد به دکتر هاتف جونم به سبب پوشیدن شلوار طوسی کت سورمه ای لباس ابی کفش مشکی و تنظیم کردن عینک پنسی روی نوک بینی و ژاله  جان به سبب پوشیدن بوت تا زانو و شنل با یقه پوست ببر در کلاس

سیمرغ بلورین ((تا جان در بدن دارم میجززونمت ای دانشجوی بی شرف)) (!) تعلق میگیرد به  گروه پر خیر و برکت پاتولوی با میانگین 50/12 صدم بین 75 دانشجو و تلفات عظیم این درس گرامی و میمون(!)

سیمرغ ((اللهی دستت بشکنه که کمرم شکست زیر بار فشار ))هم دوباره به همین گروه پاتولوژی تقدیم میشود

گروه از اون بالا میاد یه دسته حوری (!) تعلق دارد به گروه سمیولوژی تئوری به سبب چرت وپرت ها و ریسندگی های زیاد سر جلسه امتاحن و نمره برتر 16 در این درس !

زرشک زرین این ترم تعلق میگیرد به گروه های غدد + روماتولوژی +قلب + گوارش چون هنوز نمره های ما رو ندادن و روز اخر همزمان میدهند و بلافاصله تایید میکنند

سیمزغ بهترین استاد تیکه تیکه کردی دل منو (!) تعلق میگیرد به دکتر حیدری  به سبب سوالات مزخرف قلب و دادن عکس های اکوکاردیو گرافی روی برگه فتو کپی  سیاه سوخته امتاحن که اصلا هیچی معلوم نمیشد و کلا بوی الرحمن ما در این درس به هوا بلند شده احتمالا !

سیمرغ بخش نوعی نگاه هم به دکتر خسروی به اضافه تندیس ((ای مو قشنگ )) دوباره به همین دکتر جان خسروی به سبب رساندن تقلب به خودمان سر جلسه امتحان خودشان کلا ایشون ..... .

. بالاخره سیمرغ طلای 22 عیار تعلق میگیرد به قطار شهری مشهد که فردا روبانش رو میخوان پاره کنن و افتتاح بشه کلا هوهو چی چی  .........هوهوچی چی  خنده

کلا بی خیال امتحان

خب حالا یه خورده از اوضاع احوال این روزهای و اتمسفر خونه بگم که اصلا و ابدا تعریفی نداره

روحیه خراب به یه مو بنده همه میخوایم گریه کنیم همه ناخوش همه دلگیر حال مامان بزرگ جان دیگه ابدا تعریفی نداره دلمون به یه بله و نه گفتنشون خوش بود که الان اون رو هم نمیگن دیگه چشمهاشون بسته نفسشون به سختی میاد بالا شب تا صبح یا داریم سوند میذاریم یا میریم دکتر یا میان عکس میگیرن یا ....

کلا خب ما خدارو شکر دستمون به دهنمون میرسه ولی به نظرتون اونهایی که موقعیت مشابه رو دارن ولی اه در بساط ندارن باید چه بکنن یه نگاهی به این لیست بندازین :

عکس رادیوگرافی در منزل :44 هزار تومن

گرفتن ازمایش خون در منزل :10 هزار تومن

گرقتن نوار قلب :20 هزار تومن

زدن انژیوکت و سرم 45 هزار تومن !!!!!!!!!

وصل کردن سوند معده :15 هزار تومن

 چسب برای درمان زخم های بستر 23 هزار تومن

و کلی هزینه های خرید مواد غذایی برای تهییه عصاره گوشت و ...

خب خدارو شکر مادر بزرگ من خودشون حقوق دارن و ما همگی هم عاشقیم و اصلا به همین حضور بی صدای مامان بزرگمون هم دلمون خوشه حاضریم هزار برابر این هزینه ها رو هم بدیم که راحت باشن ولی ایا همه میتونن از پسش بر بیان یه خونواده ی کم درامد که یه بچه معلول داره و شوهر از کار افتاده داره که نه بیمه هست و نه حقوق دائمی داره تا اون موقع که جون کنده پول داشته حالا باید چه کار کنه چه طور میتونه خرج دوا و درمون بچه اش روبده چطور میخواد یه نیم کیلو گوشت بده به این بچه که شده پوست و استخوان  کی از این خانواده ها حمایت میکنه؟ کدوم دستی بلند میشه واسشون بیماری ها به جز درد، هزینه هم دارن  چرا خدمات در منزل زیر پوشش بیمه نیست

به خدا مردم از دل خوششون نیست که مریض هاشون رو نمیبرن بیمارستان حتما هزار جور مشکل دارن  دیگه

خلاصه که الان اصلا حال و حوصله ندارم حال مامی جونم اصلا خوب نیست از فردا ی بی حضورش میترسم از اینده ای که اون نباشه ازبلا تکلیفیمون خدایا من از وقتی چشم بازکردم با این فرشته خو کردم چه روزهای خوبی که با هم گذروندیم چه عشقی که با هم کردیم مسافرت ها، تابستونها تو باغ، دیکته های اخر شب، ریاضی هایی که با من کار میکردن /به عشق من و برادرم چه کارها که نمیکردن و به عشق این فرشته چه کارها که نمیکنیم خودم و تمام خانواده ام ،

میکن هرکی بیمار میشه این بیماری میشه تخفیف گناهاش ولی برای مادر بزرگ من که تمام عمر پاک و مقدس بود میشه ترفیع درجاتش

 مامانم میگن الان اونها فقط موندن به خاطر اینکه شما ها بی طاقتی نکنین ،میگن میخوان کم کم مهرشون از دل شما ها بره ،میگن الان  فقط منتظر اجازه شماهان، میگن دارن زجر میشکن از این بودن، اخه کی حاضر میشه بهشت رو بذاره و بمونه رو زمین ولی اونها الان دارن این کار رو انجام میدن فقط و فقط به خاطر ما4 تا چون میدونه اگه نباشه ما میمیریم

به خدا حالم خوب نیست حال همتون رو هم گرفتم ولی هیچ وقت نقش بازی نکردم

الان هم یکی از اون روزهای خاصه که ترجیح میدم فقط کنارش باشم به قول مامان الان یه دمش غنیمته من همین اوضاع رو هم دوست دارم

دوست دارم که بشینم کنارش و فقط به صورتش نگاه کنم صورت نورانی و سفیدش

دوست دارم موهاش رو ببافم هی گل سرهای قشنگ بزنم به سرش دست و صورتش رو بشورم لباس های قشنگش روتنش کنم شاید ،شاید دیگه فرصت نشه

 از خداحافظی بیزارم  خدا فقط تو میدونی/ فقط بذار باشن به خدا ما به همینم راضی هستیم

فعلا خداحافظ و التماس دعا  راستی 22 بهمنتون هم مبارک پیشاپیش

اگر میخواهی زنده بمانم،

 اگر میخواهی هرگز نمیرم ،

پس هرگز نمیر  مادر

پانوشت: داره برف میاد خیلی خیلی خیلی زیاد

پانوشت :مادر   رفت برای همیشه و من رو هم با خودش برد برای ابد منتظرت دیدارش میمونم تا ....