سلام

تولد امام  رضا به تمام عزیزان وبلاگی و مد لاگی با چند روز تاخیر  مبارک باشه جای همه تون خالی بود

وای انقدر خوب بود که نگوووو چقدر خوبه که آدم همسایه امام رضا باشه چقدر خوبه به قول شاعر همشهری ادم "" بچه محل امام رضا باشه ""  از خونه تا حرم یکربع پیاده راه بره و بعد که چشمش از دور افتاد به گلدسته های حرم یه سلامی بده و بره داخل و زیارت و سقاخونه اسمال طلا  و.... خلاصه بگم که جای همگی تون خالی بود امسال واقعا همه زائر و مجاور های اقا گل کاشتن  به همه میگم زیارتتون قبول انشا لله حاجت همه روا باشه

از حال و احوال خودم بگم دیشب تا صبح پر پر زدم ( جای همگی خالی ) از صبح ساعت 5 هم تا حالا بیدارم و تمام اینها علتی نداشت جز یه کنفرانس نیم ساعته ! در درس گرانسنگ و گرانمایه  و پر بار انگل شناسی  که کلا ما کشته مرده ان می باشیم  تازه کلی بچه ها از ما تعریف به عمل اوردن !!!!تازه استادمون گفتن برای آموزش بقیه دکتر ها یه مورنینگ میگم بیای بیمارستان دوباره اونجا هم کنفرانس بدی !!!! گرچه الان دیگه داره از من کلاغ می پره !!!!

 ملالی نبود جز دوری از شما

آقا جاتون خالی ما کلا با واحد های این ترم حال میکنیم هرچی کخ و کلخ بوده دادن به ما :باکتری ، انگل ، ویروس ، پاتولوژی و... تازه شم ما برای همه این کلاس ها یک عملی جانانه هم داریم برو کیف کن !!! خود استاد هم چیزی نمیبینه  فقط باید تصور کنی که داری مثلا شیزونت مالاریا میبینی !!!

تو یکی از همین کلاس های انگل آقا ما مثل  آهو داشتیم میرفتیم رختکن خواهران !!! دقت کنین به این کلمه خواهران بعد  میبینم یکی از این برادران اومده داخل !!! صدای بچه ها و جلز و ولز  اونها یه طرف" رو" ی جناب شازده پسر یه طرف که چرا ما نباید بیایم داخل و ماهم می خواییم لباس عوض کنیم و کوفت و زهر مار بگیرین و شما همه جا حق ما رو می خورین و .... دیگه از اون روز به بعد ما جرات نمی کنیم تنها بریم رختکن روپوش  عوض کنیم !!! اینم از همکلاسی های عتیقه ما

 این  متن با نمکم از مجله سپید خوندم خیلی جالبه براتون می ذارم :

پرستاران 2 :

روز –داخلی-  نمای نزدیک

از فرانک هنگام دویدن در راهروهای بیمارستان .نمای نزدیک از وان و شان در حال دویدن به اطراف و اکناف .

نمای نزدیک از جسیکا و بقیه در حال حمل یک برانکاردر راهروی بیمارستان و دویدن  دنبال فرانک، جسیکا نفس نفس زنان :بیمار از صحنه تصادف اورده شده دو ساعت کنار خیابون مونده بوده. راننده  یه وانت بار عبوری اوردش اینجا ، دفتر چه بیمه نداره ، همراه نداره و ....

فرانک :  ((وان ، بدو برو بگو نکنه راننده وانت فرار کنه !مریض بیفته رو دستمون!!! .جسیکا توهم ترتیب بستری کردنش تو راهروهای بخش رو بده ، اتاق عمل پره ... بی خودی هم جوش نزن ...برات خوب نیست ...))

( یک مرد جوان با قبا وشب کلاه می پرد جلو و می گوید ) : آقای دکتر دستم به دامنت ...دواهای ننه مو نتونستم پیدا کنم... حالا چیکار کنم ؟ ))

فرانک در حالی که تقریبا می دود :نمیدونم بابا ... چه می دونم بابا ...

شان خطاب به مرد جوان :برو د اروخانه هلال احمر . اونجا چند ساعت معطل میشی ...احتمالا نداره . بعدش برو ناصر خسرو ... شاید بتونن کمکت کنن. سرم را هم زودتر براش بخر بهش وصل کنیم ... غذا هم براش بیار .

نمای دور از میز پذیرش

نمای دور از میز پذیرش و پسر بچه پا شکسته و یک زن که زیر بغلش را گرفته /زن به مسئول پذیرش :ببخشین خانم  این بچه پاش شکسته کجا باید ببرمش ؟

مسئول پذیرش با حرکات پانتومیک طبقه بالا را نشان می دهد . بیمار و همراهش به طرف آسانسور میروند/نمای نزدیک از حروف روی در اسانسور:خراب است!

شارلوت داخل مطب نشسته :فیش ؟!

همراه بیمار : به ما چیزی نگفتن .

فرانک خطاب به شان :خوب شان اتاق عمل برای بیمار اورژانسی حاضره ؟

بله ولی هنوز خانواده بیمار دارو ها رو نیاوردن . دستگاه رادیو لوژی هم به پت... پت... افتاده...

فرانک : خب عجله ای نیست یه مسکن بهش تزریق کنین بخوابونش رو به قبله !!!!

 وان :دکتر به خدا 46 ساعته نخوابیدم. چشمام قیلی ویلی میره . شیفتمو عوض کن سر جدت .

فرانک : اهکی >>>>خیال کردی اینجا کجاست ؟!

 

(صدای کار گردان که با دستپاچگی دستور کات می دهد . نمای دور از راهرو ی بیمارستان – نمای نزدیک از یک سوسک سرگردان در راهروی مذکور .

 # خیلی دلنوازان دوست میداریم و کلا کشته مرده بهزاد می باشیم با اون زن گرفتنش  از دکتر مهتاب هم اعلام انزجار داریم دکتر زند تیپ معتادها می باشد تا متخصص قلب و ما کلا با بهزاد حال می کنبم !!!!

# # تازه خبر اینکه مشهد به طور رسمی پایتخت معنوی ایرا ن شد و از این به بعد به ما بچه تهرونی خواهند    گفت !!!! قابل توجه سایر عزیزان دیگه تا شما باشین لهجه زیبا ی ما را به باد سخره بگیرید در هیچ دنیا حلالتون نخواهیم کرد (حتی شما !)

 

# # # کلا الان من علوم پایه رو بی خیال شدم دارم درس های نرمال خودمون رو میخونیم !!! علوم پایه بعد ار امتحان پایان ترم

  عاشق و رند و نظر بازم و می گویم فاش

                       / تا بدانی که به چندین هنر اراسته ام

   خوش  ، خرم ، شکلاتی باشین